در جریان مسابقه والیبال میان ایران و صربستان برای اولین بار شماری از زنان هم حضور داشتند که با توجه به مسدود بودن امکان خرید بلیط برای بانوان در سایت فروش بلیط این ظن تقویت شده است که حضور این زنان به شکل دستچین و گزینشی و برای فریب فدراسیون جهانی والیبال بوده است. اگر این گمان درست باشد موضوع منع زنان از حضور در ورزشگاه ابعاد اخلاقی ناگوارترین می یابد.
ناگواری پیامد اقدام مذکور از این جهت است که اگر منطق محکوم کردن منع زنان از حضور در ورزشگاه منطقی درون دینی تلقی میشد که از زاویه برون دینی محل نقد بود اما مطابق قواعد دینی مورد قبول مسئولان جایز؛ حال اما مشخص می شود که منطق دینی مورد اشاره مسئولان آن منطق درون دینی مصطلح و شناخته شده هم نیست زیرا دست کم در آن نوع دینی که مدعایش عدم تبعیض و عدم فریب و دروغگویی است اینکه فقط عده خاصی از زنان حق بهره مندی از امر جایزی را داشته باشند ونیز اینکه به شکلی هماهنگ از باوری قابل دفاع(از منظر درون دینی) عقب بکشیم و با دروغ به دنبال جلب رضایت (یهود و نصاری به تعبیر قرآن) باشیم هم مردود است و به هیچ وجه مشمول تقیه نیست.
بنابراین می توان به ضرس قاطع گفت که برنامهریزان این فریب حتا به معتقدات خود نیز پشت پا زدهاند و تن دادن به حضور زنان ولو صحنهسازی شده نیز نشان داد که هیچ وجه مبتنی بر غضب آسمانی یا امتناع شرعی نیز در پی آن ممنوعیت نیست که اگر بود در حد و اندازه یک نمایش فریبکارانه نیز از سوی فدراسیون اتفاق نمیافتاد.
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد میتوان گفت که ممنوعیت حضور زنان اکنون استدلال های درون دینی و شرعی را نیز به همراه ندارد و مرزهای اخلاقی آن نیز حتا از منظر درون دینی مخدوش شده است به عبارت دیگر تلاش برای حفظ اخلاق درون دینی با منع ورود زنان اکنون به مهلکه تمسک به دروغ برای فریب و رضایت مخاطب غیر دینی بدل شده بی آنکه لحظهای اندیشیده شود که مرزهای اخلاق به چه قیمتی اینگونه نادیده گرفته شده است؟
ناگواری پیامد اقدام مذکور از این جهت است که اگر منطق محکوم کردن منع زنان از حضور در ورزشگاه منطقی درون دینی تلقی میشد که از زاویه برون دینی محل نقد بود اما مطابق قواعد دینی مورد قبول مسئولان جایز؛ حال اما مشخص می شود که منطق دینی مورد اشاره مسئولان آن منطق درون دینی مصطلح و شناخته شده هم نیست زیرا دست کم در آن نوع دینی که مدعایش عدم تبعیض و عدم فریب و دروغگویی است اینکه فقط عده خاصی از زنان حق بهره مندی از امر جایزی را داشته باشند ونیز اینکه به شکلی هماهنگ از باوری قابل دفاع(از منظر درون دینی) عقب بکشیم و با دروغ به دنبال جلب رضایت (یهود و نصاری به تعبیر قرآن) باشیم هم مردود است و به هیچ وجه مشمول تقیه نیست.
بنابراین می توان به ضرس قاطع گفت که برنامهریزان این فریب حتا به معتقدات خود نیز پشت پا زدهاند و تن دادن به حضور زنان ولو صحنهسازی شده نیز نشان داد که هیچ وجه مبتنی بر غضب آسمانی یا امتناع شرعی نیز در پی آن ممنوعیت نیست که اگر بود در حد و اندازه یک نمایش فریبکارانه نیز از سوی فدراسیون اتفاق نمیافتاد.
با در نظر گرفتن آنچه گفته شد میتوان گفت که ممنوعیت حضور زنان اکنون استدلال های درون دینی و شرعی را نیز به همراه ندارد و مرزهای اخلاقی آن نیز حتا از منظر درون دینی مخدوش شده است به عبارت دیگر تلاش برای حفظ اخلاق درون دینی با منع ورود زنان اکنون به مهلکه تمسک به دروغ برای فریب و رضایت مخاطب غیر دینی بدل شده بی آنکه لحظهای اندیشیده شود که مرزهای اخلاق به چه قیمتی اینگونه نادیده گرفته شده است؟
Keine Kommentare:
Kommentar veröffentlichen