Samstag, 2. Juli 2016

مطهری: وزارت اطلاعات و پلیس فتا منشاء پیامکهای ارسالی به خبرنگاران را مشخص کنند

مطهری: وزارت اطلاعات و پلیس فتا منشاء پیامکهای ارسالی به خبرنگاران را مشخص کنند

خبرگزاری هرانا ـ نایب رئیس مجلس شورای اسلامی از وزارت اطلاعات و پلیس فتا خواست منشاء پیامکهای تهدید آمیز ارسالی به برخی خبرنگاران را مشخص کنند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، علی مطهری با اشاره به ارسال پیامک‌های تهدید آمیز به برخی خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای گفت: “هیات نظارت بر مطبوعات نهاد متولی رسانه‌هاست و سایر نهادها حق دخالت در این حوزه را ندارند ؛ بنابراین موارد این چنینی باید از طریق هیات نظارت به مطبوعات اعلام شود”.
وی افزود:‌ “ارسال چنین پیامک‌هایی موجب ایجاد نگرانی در اهالی رسانه شده و لذا پلیس فتا و وزارت اطلاعات باید به سرعت منشاء این پیامک‌ها را روشن کنند و نتیجه را به اطلاع مردم و رسانه‌ها برسانند و خاطی یا خاطیان به قوه‌قضاییه معرفی شوند”.
این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس ادامه داد:‌ “معنی ندارد که پیامک‌های تهدیدآمیز به شکل مشکوک برای اهالی رسانه ارسال شود بلکه چنین اقداماتی باید به طور آشکار از سوی مرجع قانونی مشخص انجام شود”.
نایب رئیس مجلس در پایان گفت که در صورت لزوم این موضوع در مجلس  پیگیری خواهد شد.

تداوم اعتصاب غذای نرگس محمدی علی‌رغم دوبار تشنج در زندان

خبرگزاری هرانا – نرگس محمدی مدافع حقوق بشر و زندانی بیمار در بند زنان زندان اوین در اعتراض به «عدم اجازه تماس تلفنی با فرزندانش» در پنجمین روز اعتصاب غذا به سر می‌برد. خانم محمدی در حالی در اعتراض به این رویه به تداوم اعتصاب غذایش ادامه می دهد که برای کنترل بیماری‌هایش نیاز به مصرف دارو داشته و تاکنون دوبار دچار تشنج شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر که اینک در زندان به‌سر می‎برد، از روز هفتم تیر ماه ۱۳۹۵ اعلام اعتصاب غذا کرده و تاکنون دوبار دچار تشنج شده است.
یک منبع نزدیک به این زندانی عقیدتی با اعلام این خبر درگفتگو با گزارشگر هرانا خاطرنشان کرد: “خواسته خانم محمدی تنها تماس تلفنی خودش با فرزندانش نیست. او به نوعی با این اعتصاب غذای اعتراضی درصدد جلب توجه مقامات قضایی به مشکل محدودیت تماس بند زنان زندان اوین است.”
این منبع مطلع در ادامه در مورد وضعیت جسمانی خانم محمدی توضیح داد: “ایشان برای کنترل بیماری‌هایش نیاز به مصرف دارو داشته و تاکنون در این پنج روز اعتصاب دو دفعه دچار تشنج شده است. ادامه اعتصاب غذا عواقب ناخوشایندی برایش خواهد داشت.”
منبع نزدیک به خانم محمدی همچنین در مورد محدودیت تماس تلفنی در بند زنان زندان اوین تاکید کرد: “در بند زنان این زندان اصلا تلفن وجود ندارد. که این یکی از حقوق اولیه این زندانیان بوده و نقض شده است. تنها زندانیانی که بستگان درجه یک در خارج از کشور دارند آن‌هم با ارائه درخواست‌های مکرر و درصورت موافقت می‌توانند ماهی یک‌بار آن هم به مدت ده دقیقه الی یک ربع تماس داشته باشند.”
خانم محمدی با نگارش دل‌نوشته‌ای از چرایی اتخاذ تصمیم به اعتصاب غذا با بیان اینکه «خواسته‌ای جز امکان تماس تلفنی با فرزندانش ندارد»، گفته است که علی‌رغم میل و توان جسمی‌اش، راهی برایش نمانده است جز اینکه فریاد «مادر بودن» و دلتنگ بودنش را با اعتصاب غذا اعلام کند.
هم‌چنین روز دهم تیرماه معاون دادستان تهران در دیدار با نرگس محمدی در زندان اوین به او گفته بود مخالفت با تماس تلفنی شما از سوی مقامات امنیتی است.
این فعال حقوق بشر که به تازگی از سوی سازمان گزارشگران بدون مرز به عنوان “قهرمان آزادی اطلاع‌رسانی” مورد تقدیر قرار گرفته بود، در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی به ۱۶ سال زندان محکوم شد.
گفته می‌شود مشارکت در تاسیس کمپین لگام (کارزار لغو گام به گام اعدام) عمده‌ترین اتهام مورد استناد برای این حکم بوده است.
این فعال مدنی مبتلا به دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی است و به گفته پزشکان عوارض این دو بیماری در فضای زندان و محیط‌های تنش‌زا تشدید می‌شود.
او بارها در زندان دچار شوک عصبی شد و در حالی که با دستبند و پابند به تخت بسته شده بود در بیمارستان بستری شد.
شایان ذکر است، سازمان عفو بین الملل چندی پیش در بیانیه ای با عنوان «حکم ۱۶ سال حبس مدافع حقوق بشر با بیماری جدی نشان از سرکوب همه جانبه در ایران» شدیدا به محکومیت نرگس محمدی اعتراض کرد و آن را حمله همه جانبه به مدافعان حقوق بشر خواند. مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل گفت مقامات ایران بایستی فورا و بدون قید و شرط او را آزاد و محکومیت وی را لغو کنند.

تقاضای هفتادو چهار ضربه شلاق و دو سال زندان برای مدیرکل سابق دفتر موسیقی

تقاضای هفتادو چهار ضربه شلاق و دو سال زندان برای مدیرکل سابق دفتر موسیقی

خبرگزاری هرانا ـ پس از حواشی و اختلافات بین خانه‌ی موسیقی و «پیروز ارجمند» مدیرکل سابق دفتر موسیقی، گفته می‌شود خانه‌ی موسیقی تقاضای اشد مجازات یعنی ۷۴ ضربه شلاق و دو سال زندان برای پیروز ارجمند کرده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رسانه نوا، پیروز ارجمند آهنگساز، نوازنده و مدیرکل سابق دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد نیز با تایید این خبر گفته است: “خانه موسیقی مدتی پیش از من شکایت کرده بود و من اصلا این موضوع را رسانه‌ای نکردم. خودم را آماده کردم برای نوشتن لایحه دفاعیه و گفتم بگذارم تا همه چیز در آرامش بگذرد”.
شنیده می‌شود خانه‌ی موسیقی بهمن‌ماه سال ۹۴ از پیروز ارجمند شکایت کرده و انتقادات و مصاحبه‌هایش  را مبنای شکایت قرار داده است. همچنین در شکایت خانه موسیقی ادعا شده است که ارجمند جو رسانه‌ای نامطلوب ایجاد کرده‌م و موجب سوء‌استفاده رسانه‌های معاند شده‌ است.
این خبر درحالی منتشر شده که این روزها همواره مدیران اسبق و برخی از آهنگسازان سرشناس با خانه‌ی موسیقی دچار مشکل شده‌اند اما درصورتی که این شکایت از سوی خانه‌ی موسیقی نیز تایید شود، خبری بسیار عجیب و تاسف بار برای موسیقی می‌شود.

افشین سید احمد شهروند بهایی به زندان رجایی شهر کرج رفت

افشین سید احمد شهروند بهایی به زندان رجایی شهر کرج رفت

خبرگزاری هرانا – روز جاری افشین سید احمد شهروند بهایی جهت اجرای حکم سه سال حبس تعزیری به سالن ۱۲ زندان رجایی‌‌شهر منتقل شد. وی از سه‌شنبه گذشته در بند قرنطینه این زندان نگهداری می‌شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، افشین سید احمد شهروند بهایی که پیش‌تر در سال ۹۱ بازداشت و به قید وثیقه آزاد بود، جهت اجرای حکم سه سال حبس تعزیری به سالن ۱۲ زندان رجایی‌‌شهر منتقل شد.
یک منبع نزدیک به آقای سید احمد با اعلام این خبر به هرانا گفت: “افشین از سه‌شنبه گذشته روز ۸ تیر ماه درپی تماس تلفنی مسئولان قضایی به دادسرای شهید مقدس اوین مراجعه و بازداشت شد. سپس به بند قرنطینه زندان رجایی شهر فرستاده شد تا اینکه امروز به سالن ۱۲ این زندان منتقل شد.”
افشین سید احمد در سال ۹۱ بازداشت و مدت ۴۰ روز در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تحت بازجویی بود. وی پس از آن با تودیع وثیقه به طور موقت آزاد شد.
آقای سید احمد در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران توسط قاضی مقیسه با اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی» به ۳ سال حبس تعزیری محکوم و این حکم در دادگاه تجدید نظر عینا تایید شد.

آیا در کتاب مقدس به پیامبر مسلمانان اشاره شده است !؟

 معیسی به صراحت تاکید کرد که تسلی دهنده “به نام من” یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد. با این توصیف، هیچ مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر مسلمانان توسط عیسی و به نام عیسی فرستاده شده باشد!
سلمانان ادعا می کنند که در کتاب مقدس نام پیامبر اسلام ذکر شده و درباره فعالیت او پیشگویی شده است. وقتی مسیحیان می پرسند لطفن نام پیامبر اسلام را در کتاب مقدس نشان دهید، بعد از کمی جستجو در کمال شگفتی درمی یابند که نام پیامبرشان را در آیات مورد نظر مشاهده نمی کنند.
سپس با اعتقاد راسخ می گویند اما مقصود این آیه یا آیات در کتاب مقدس پیشگویی درباره ظهور پیامبر اسلام است. اما با بررسی دقیق آن آیات، ادعای آنان تایید نمی شود.
قبل از بررسی، همان گونه که اطلاع دارید از دیدگاه مسلمانان کتاب مقدس تحریف و منسوخ شده است، با این توصیف، آنان برای تایید ادعاها و توجیه نظرات شان به آیات کتاب مقدس رجوع می کنند.
این پرسش مطرح می شود: اگر کتاب مقدس تحریف شده، چگونه می توان متن جعلی و نامعتبر را به عنوان سند و مدرک ارائه داد؟
نکته بعدی، به تایید مسلمانان، پیامبر اسلام از نسل اسماعیل است، در حالی که تمامی یهودیان از جمله انبیای عهد عتیق از نسل اسحاق هستند. حتی قرآن هم اذعان دارد که سلسله نبوت از اسحاق می آید:”و ما اسحاق و یعقوب را به او عطا کردیم و در خانه اش مقام نبوت را و کتاب آسمانی را برقرار کردیم” (سوره عنکبوت آیه ۲۷).
هم چنین در سوره صافات آیات ۱۱۲- ۱۱۳ اسحاق به عنوان پیامبر انتخاب شد و نه اسماعیل. به عبارت دیگر، قرآن وعده الهی را با اسحاق شروع می کند و نه اسماعیل.
کتاب مقدس می فرماید وقتی ابراهیم از خداوند درخواست کرد که کاش اسماعیل در حضور تو زیست کند (پیدایش فصل ۱۷ آیه ۱۸)، خدا در جواب او با تاکید فرمود:”در خصوص اسماعیل، تو را اجابت فرمودم. اینک او را برکت داده، امتی عظیم از اسماعیل به وجود می آورم” (فصل ۱۷ آیه ۲۰). از دیدگاه مسلمانان این آیه اشاره به دین اسلام است، در حالی که به آیه بعدی توجهی نشان نمی دهند. خداوند ادامه می دهد:”اما عهد خود را با اسحاق استوار خواهم ساخت” (آیه ۲۱).
بررسی ادعا
یک )-  آیا نام پیامبر مسلمانان در متن کتاب مقدس ذکر شده است؟
برخی از مسلمانان ادعا می کنند که واژه عبری “محمد” با همان تلفظ عربی وجود دارد و در کتاب مقدس این واژه به کار رفته است (غزل غزل ها فصل ۵ آیه ۱۶).
واژه مورد نظر آنان “مئود” است. “مئود” در دستور زبان عبری “اسم” نیست، بلکه به معنای بسیار، زیاد، خیلی، بی نهایت است. در آیه ۱۶ می خوانیم:”دهان او “بسیار” شیرین است.” روای این آیه، دختری است که عاشق و شیفته سلیمان پادشاه شده و در همین آیه می گوید:”ای دختران اورشلیم، این است محبوب و یار من.” مخاطبان او فقط دختران یهودی (آن هم در محدوده اورشلیم) بوده اند و نه دختران سراسر جهان. به باور مسلمانان، پیامبر اسلام رسالت جهانی داشت و نه منطقه ای.
حتی اگر فرض کنیم تلفظ واژه “مئود” همانند تلفظ “محمد” به زبان عربی است، آیا قواعد دستور زبان و فرهنگ لغت عبری نیز این ادعا را تایید می کنند؟ به عنوان مثال، در زبان فارسی می گوییم فلانی اختیار تام دارد. آیا منظور از “تام” یک نام شخص غیر ایرانی است؟
“جان” در زبان انگلیسی اسم است، در حالی که در زبان فارسی به معنای روان، روح، عزیز و گرامی می باشد. زبان های عربی و عبری، کلمات و دستور زبان متفاوت دارند، در غیر این صورت دو زبان مختلف نبودند. اگر ادعای مسلمانان درباره واژه “مئود” درست باشد، این سوال مطرح می شود که چرا یهودیان در قبل و بعد از میلاد مسیح، اسامی محمد یا حسین را برای نامگذاری فرزندان شان انتخاب نمی کردند؟
دوم ) –  آیا درباره پیامبر اسلام در کتاب مقدس پیشگویی شده است؟
نخستین متن مورد نظر مسلمانان کتاب تثنیه فصل ۱۸ آیه ۱۸ است. خدا به موسی وعده داد:”از بین برادرانت یک نبی مانند تو می فرستم.” مسلمانان چنین تفسیر می کنند که مقصود از “برادران” نسل اسماعیل است. اشاره به پیامبر دیگر از آیه ۱۵ شروع می شود و نه از آیه ۱۸. در آیه ۱۵ چنین می خوانیم:”او از میان قوم اسرائیل، پیامبری مانند من برای شما خواهد فرستاد” بنابراین آن پیامبر یهودی بود و نه عرب. چرا آن پیامبر باید از میان قوم اسرائیل ظهور می کرد:
الف. قوم عرب در آن روزگار بت پرست بودند و خدای حقیقی را نمی شناختند.
ب. وقتی موسی به برادران اشاره کرد، قوم بت پرست عرب در میان قوم اسرائیل حضور نداشتند. خدا قوم اسرائیل را از اقوام دیگر جدا کرده بود و بارها به آنان هشدار داد که با اقوام بت پرست در ارتباط نباشند و تحت تاثیر فرهنگ آنان قرار نگیرند.
ج. قوم عرب در طول تاریخ دشمن اسرائیل بوده است.
د. موسی به طور روشن و واضح نام اقوام عرب را ذکر نکرد.
حتی اگر مسلمانان دلایل مذکور را نپذیرند، آیه ۲ را چگونه باید درک کرد:”قبیله لاوی در میان برادران خود نصیب (ملک) نخواهند داشت، زیرا خداوند میراث آنان است.” مسلمانان فراموش کرده اند که دوازده قبیله اسرائیل از نسل دوازده پسر یعقوب بودند و یهودیان طبق سنت قبایل، یکدیگر را برادر خطاب می کردند.
موسی به قوم اسرائیل گفت:”پیامبری مانند من خواهد بود”. موسی یهودی بود. بنابراین آن پیامبر باید یهودی باشد. موسی نگفت پیامبر غیر عبرانی و از قوم دیگر ظهور خواهد کرد. مسیح تحقق کامل این پیشگویی درباره نبی موعود بود.
خداوند از طریق موسی معجزات عجیبی ارائه داد:”موسی به فرمان خداوند، معجزات عظیمی در حضور فرعون مصر، درباریانش و تمام قوم او انجام داد. هیچکس تا به حال نتوانسته است قدرت و معجزات شگفت انگیز ی را که موسی در حضور قوم اسرائیل نشان داد، ظاهر سازد” (تثنیه فصل ۳۴ آیات ۱۱- ۱۲).
مسیح معجزات زیادی کرد. بیماران را شفا داد و مردگان را نیز زنده کرد. اما در قرآن به معجزات پیامبر اسلام نظیر آنچه موسی و مسیح انجام دادند، اشاره نشده است (سوره اسراء آیات ۹۰- ۹۳). مسلمانان می گویند معجزه پیامبر اسلام، پیغام خداوند بود. این در حالی است که تمام پیامبران حامل پیام خدا بوده اند.
سه)-  موسی و مسیح با خدا به طور مستقیم صحبت می کردند:”در اسرائیل پیامبری مانند موسی نبوده است که خداوند با او روبرو صحبت کرده باشد” (تثنیه فصل ۳۴ آیه ۱۰).
مسیح با خدای پدر در گفتگو بود (یوحنا فصل ۱ آیه ۱۸، فصل ۱۲ آیه ۴۹). پیامبر اسلام هرگز ادعا نکرد که با خدا روبرو صحبت کرده است. او سوره های قرآن را از فرشته دریافت کرد (سوره بقره آیه ۹۷).
دومین متنی که مسلمانان معتقدند ظهور پیامبر اسلام پیشگویی شده در تثنیه فصل ۳۳ آیه ۲ است:”خداوند از کوه سینا آمد، و از کوه فاران درخشید. ده ها هزار فرشته همراه او بودند و آتشی مشتعل در دست راست او.”
اگر یک مسلمان این آیه را بخواند، هرگز مدعی نمی شود این آیه پیشگویی درباره ظهور پیامبر است، بلکه می گوید سخن از آمدن “خداوند” است! سوء استفاده مخالفان کتاب مقدس امری رایج است: نقل قول از یک آیه آن هم به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبن مفهومی کاملن اشتباه را ارائه می دهد.
حتی اگر در این پیشگویی از نام خداوند ذکری به میان نیامده بود، با نگاهی به نقشه جغرافیا پی می بردیم که فاران و سعیر نزدیک مصر و در شبه جزیره سینا قرار دارند و نه در فلسطین که محل زندگی و رسالت عیسی بود و نه در عربستان. فاران و سعیر صدها مایل دورتر از عربستان قرار دارند.
لطفن برای آگاهی بیشتر به نقشه جغرافیایی و هم چنین پیدایش فصل ۱۴ آیه ۶، اعداد فصل ۱۰ آیه ۱۲، فصل ۱۲ آیه ۱۶، فصل ۱۳ آیه ۳۰، تثنیه فصل ۱ آیه ۱ رجوع فرمایید.
سومین متن گزینشی مسلمانان، اشعیاء فصل ۲۱ آیه ۹ است:” هنگامی که ببینید سوران جفت جفت بر الاغ و شتر می آیند، باید دقت کنید.” تفسیر مسلمانان آن است که آن که سوار بر الاغ است، مسیح است و شترسوار پیامبر اسلام است!
اگر متن را با دقت بخوانیم (آیات ۱- ۱۰)، درمی یابیم که پیشگویی درباره سقوط شهر بزرگ و قدرتمند بابل بود. رویای سوران جفت جفت نمایانگر مادها و پارس ها بود که در سال ۵۳۹ قبل از میلاد بابل را مورد حمله قرار دادند.
هر مطلب را باید در چارچوب خودش خواند. این مهم ترین کار در درک کتاب مقدس است. اکثر جملات (آیه ها) کتاب مقدس فقط در ارتباط با جملات قبلی و بعدی معنی پیدا می کنند.
مهم ترین سئوال این است که موضوع بحث چیست؟ یا به عبارت ساده تر: نویسنده چه می گوید؟ این سئوالی است که باید در مورد هر جمله و هر پاراگراف بارها و بارها مطرح کرد. در واقع باید بکوشیم مسیر فکری نویسنده را دنبال کنیم. باید بپرسیم که نویسنده چه می گوید و چرا این مطلب را درست در این قسمت بیان می کند، و حالا که این را گفت، بعد چه می گوید؟
آیا مقصود مسیح از تسلی دهنده، اشاره به پیامبر مسلمانان است؟
یک. در یوحنا فصل ۱۴ آیات ۱۶- ۱۷ می خوانیم که مسیح می فرماید:”من از پدرم درخواست خواهم کرد تا پشتیبان و تسلی بخش دیگری به شما عطا نماید که همیشه با شما بماند. این پشتیبان و تسلی بخش همان روح القدس است که شما را با تمام حقایق آشنا خواهد کرد.”
همان طور که قبلن ذکر شد، نقل قول یک آیه از کتاب مقدس به طور ناقص یا بدون در نظر گرفتن کل متن، غالبن مفهومی کاملن اشتباه را به دست می دهد. مثلن حذف آیه ۱۷ از فصل ۱۴ انجیل یوحنا، می تواند به این تصور دامن بزند که مقصود مسیح از “تسلی دهنده دیگر” شاید پیشگویی ظهور پیامبر جدید باشد. در حالی که در آیه هفدهم به روشنی به روح القدس اشاره گردیده است.
فصل های چهاردهم تا شانزدهم انجیل یوحنا درباره عملکرد روح القدس در زندگی ایمانداران مسیحی می باشد و هرگز درباره پیامبر دیگر اشاره و پیشگویی نشده است.
دو. در بیش از شش هزار نسخه دست نویس یونانی از عهد جدید، مطلقن حتی یک نسخه دست نویس وجود ندارد که به واژه ای غیر از تسلی دهنده یا مدافع نوشته شده باشد.
سه. تسلی دهنده که عیسی وعده داده بود می بایست همیشه با شاگردان و ایمانداران مسیحی بماند (آیه ۱۶)، ولی اکنون سیزده قرن است که پیامبر اسلام چشم از جهان فرو بسته است. بنابراین، او ویژگی خاص این تسلی دهنده را نداشت.
چهار. عیسی به شاگردانش گفت:”شما تسلی دهنده را می شناسید”، ولی شاگردان مسیح، پیامبر اسلام را نمی شناختند و نمی توانستند بشناسند، زیرا او شش قرن بعد به دنیا آمد. عیسی هم چنین به شاگردانش گفت که تسلی دهنده در شما خواهد بود. پیامبر اسلام نمی توانست در شاگردان مسیح باشد، زیرا آنان ششصد سال قبل از او زندگی می کردند و اطلاعی از او نداشتند.
پنج. عیسی به صراحت تاکید کرد که تسلی دهنده “به نام من” یعنی به نام عیسی فرستاده خواهد شد. با این توصیف، هیچ مسلمانی این را قبول ندارد که پیامبر اسلام توسط عیسی و به نام عیسی فرستاده شده باشد.
یکی از رسالت های تسلی دهنده این است که عیسی مسیح را جلال دهد (یوحنا فصل ۱۶ آیه ۱۴). اما مطابق دیدگاه اسلام، پیامبر مسلمان برتر از عیسی و آخرین پیامبر است. در این صورت او عیسی را که پیش از او آمده و به عبارت دیگر در مرتبه پایین تری قرار دارد، جلال نمی دهد.
شش. سرانجام این که عیسی مسیح به صراحت بیان کرد که تسلی دهنده بعد از “اندک ایامی” خواهد آمد (اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۵)، در حالی که تا ششصد سال بعد خبری از پیامبر اسلام نبود. چند روز بعد، روح القدس در روز پنطیکاست آمد (اعمال رسولان فصل دوم). مسیح به شاگردان گفت که در اورشلیم بمانید و منتظر روح القدس باشید (اعمال رسولان فصل ۱ آیه ۴). آیا شاگردان می توانستند قرن ها عمر کنند تا پیامبر اسلام را که در سرزمین دیگر و نه اورشلیم و سرزمین فلسطین، ظهور نمود، مشاهده کنند؟
با این توصیف، مسلمانان معتقدند که واژه یونانی “فارقلیط” مذکور در انجیل یوحنا فصل ۱۴ آیه ۱۶ به معنای احمد است. اما وقتی همین واژه را به دستگاه ترجمه گوگول (گوگول ترنسلیت) بدهید، چنین ترجمه می کند:”شفیع”، “میانجی”، “روح القدس”. این دقیقن همان کلمه ای است که در عهد جدید به کار برده شده. می توانید تلفظ آن را نیز بشنوید. مسیح وعده نزول روح القدس را داد و ده روز پس از صعود او، روح القدس بر رسولان نازل شد.

حکم حبس چهار تن از مسیحیان غیر تثلیثی به اجرا در آمد

چهار تن از دگر اندیشان مذهبی اهل اهواز جهت اجرای حکم یک‌سال حبس تعزیری خود را به زندان مرکزی اهواز معرفی کردند.
 گزارش‌های رسیده از ایران حکایت از آن دارد که چهار تن از دگراندیشان مذهبی موسوم به مسیحیان غیر تثلیثی در استان خوزستان به نام‌های “امین خاکی، حسین بارون زاده، محمد بهرامی و رحمان بهمنی ( با نام ضیاء)” که پیش‌تر در سال ۹۳ بازداشت شده بودند جهت اجرای حکم یک‌سال حبس تعزیری به زندان مرکزی اهواز رفتند.
این افراد چهارشنبه ۱۷ اردیبهشت ۹۳ پس از بازداشت، به زندان کارون اهواز (بند ۸ ) منتقل شدند. پس از آن با پایان یافتن بازجویی‌ها روز ۱۳ دی ۹۳ با سپردن وثیقه از زندان آزاد شدند ولی در خرداد ۹۴ درجلسه بدوی دادگاه انقلاب اهواز شعبه ۲ به یک‌سال حبس تعزیری محکوم گردیدند که این حکم در ۱۲ اسفند همان سال در دادگاه تجدید نظر شعبه ۱۶ اهواز تایید شد.
آنها از ۲۰ اردیبهشت امسال برای یک ماه فرصت داشتند تا برای تحمل حکم حبس خود را به دادگاه انقلاب این شهر معرفی کنند.
این چهار تن پیش از این ۹ ماه بازداشت موقت بودند و برای تحمل سه‌ماه حبس باقی‌مانده ، از ۱۵ روز قبل خود را به زندان معرفی کردند.
لازم به ذکر است نامبردگان وابسته به گروهی هستند که این گروه نام “کلیسای ایران” را برای خود انتخاب کرده اند.
فرقه کاذب یگانه انگاران پنطیکاستی (تنها عیسی) یا گروه موسوم به “کلیسای ایران” از پیروان “ادوارد برانهام” واعظ آمریکائی معروف قرن بیستم می باشند. این گروه اصل پایه ای الهیات مسیحی به نام “تثلیث” را قبول نداشته و تعمید گرفتن مسیحیان  را در نام پدر، پسر و روح القدس را درست نمی دانند. از این رو آنان را غیر”تثلیثی” نیز می نامند.
این گروه هیچ ارتباطی با کلیساهای ساختمانی و رسمی ایران ندارند.

صحبت‌های جعفر عظیم‌زاده پس از آزادی از زندان

صحبت‌های جعفر عظیم‌زاده پس از آزادی از زندان
جعفر عظیم‌زاده، دبیر هیات مدیره اتحادیه آزاد کارگران ایران، که در پی مقاومت در اعصاب غذا به مرخصی فرستاده شد، پس از آزادی از زندان از شرایط زندانیان دیگر، کارگران و غیره می‌گوید.
عظیم‌زاده در اسفندماه سال ۹۳ از سوی دادگاه انقلاب به شش سال حبس و دو سال محرومیت از «فعالیت در فضای مجازی و رسانه‌ها و مطبوعات» محکوم شد.
این فعال کارگری که از هماهنگ کنندگان طومار چهل هزار نفری کارگران برای افزایش حداقل مزد بوده، به اتهام اجتماع و تبانی به قصد اقدام علیه امنیت کشور، اخلال در نظم عمومی و فعالیت تبلیغی علیه نظام جمعا به شش سال حبس محکوم شده است.
صلواتی، قاضی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران، در این حکم مجازات های این فعال کارگری را تجمیع نکرده است.
از جمله مصادیق اتهامات عظیم‌زاده، تشکیل اتحادیه آزاد کارگران ایران، تشکیل اتحادیه سراسری کارگران اخراجی و بیکار، همکاری با کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری، شرکت در تجمع روز جهانی کارگر پارک لاله در سال ٨٨، هدایت کارگران در اعتراضات سال ٨۴، اقدام به تشکیل و برنامه ریزی و مدیریت تجمعات کارگری در زمان دولت جدید و تهدید به تجمع و اعتصاب در اسفند ماه سال ۹۲ بوده است.
عظیم‌زاده همچنین به علت جمع آوری طومار اعتراضی چهل هزار نفری کارگران و تجمعات در مقابل مجلس و وزارت کار و هدایت و اجرای این تجمعات، اعتراض به مزد مصوب، شکایت از سعید مرتضوی به عنوان نماینده هزار کارگر، اعتراض به ایجاد تغییرات ضدکارگری در قانون کار، نشست و ملاقات با دیگر تشکل های مستقل کارگری از قبیل سندیکای کارگران شرکت واحد تهران، سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، کمیته هماهنگی، کمیته پیگیری و مصاحبه با برخی رسانه‌های برون مرزی محکوم شده است.
جعفر عظیم‌زاده، در آستانه روز جهانی کارگر سال ۹۳‌ از سوی ماموران امنیتی در تهران بازداشت و پس از ۴۶ روز با قید وثیقه ۱۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شد.
وی در تاریخ ۱۷ آبان‌ماه سال ۹۴ بر اساس ابلاغیه شعبه اول اجرای احکام کیفری دادسرای ناحیه ۳۳ اوین، برای تحمل شش سال زندان خود را به دادسرای مستقر در زندان اوین معرفی و به بند هشت این زندان منتقل شد.