Sonntag, 1. Mai 2016

یک زندانی در زندان شهرستان ساری خودکشی کرد

یک زندانی در زندان شهرستان ساری خودکشی کرد

خبرگزاری هرانا ـ یک زندانی که به اتهام “مشارکت در سرقت و ایراد ضرب و جرح عمدی” به شش سال حبس و دیه محکوم گردیده بود، صبح روز جمعه ۱۰ اردیبهشت ماه با روش حلق آویز خودکشی کرد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از اداره کل زندانهای استان مازندران، یکی از زندانیان به نام “الف – ب پ”، فرزند اسحاق که به اتهام “مشارکت در سرقت و ایراد ضرب و جرح عمدی” به شش سال حبس و دیه محکوم گردیده بود و از سال ۱۳۹۰ در زندان تحمل کیفر می کرد و اخیراً در حین مرخصی به اتهام “سرقت مرقوم به آزار و اذیت دستگیر و به زندان عودت داده شد”، در صبح روز جمعه مورخ ۹۵/۲/۱۰ با روش حلق آویز خودکشی کرده است.
بنابراین گزارش این زندانی با سابقه از ملافه شخصی برای حلق آویزکردن خود در سرویس بهداشتی استفاده کرد.

خودکشی بیمار به‌خاطر نداشتن هزینه پذیرش


خودکشی بیمار به‌خاطر نداشتن هزینه پذیرش

خبرگزاری هرانا ـ مرد ۴۷ ساله درحالی‌که از درد به‌خودش می‌پیچید، راهی بیمارستان دولتی در تهران شد اما وقتی شنید تا زمانی که ۳۰۰هزار تومان به‌حساب بیمارستان واریز نکند، پذیرش نخواهد شد، دست به اقدامی هولناک زد. این مرد از طبقه سوم بیمارستان خود را به پایین پرت کرد و به کما رفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از همشهری، این حادثه بعدازظهر جمعه در یکی از بیمارستان‌های دولتی تهران رخ داد. به گفته شاهدان، مرد میانسال درحالی‌که از درد به‌خودش می‌پیچید، وارد بیمارستان شد تا پذیرش شود. مسئولان پذیرش اما گفتند که تاریخ دفترچه‌اش منقضی شده و او باید ۳۰۰ هزار تومان واریز کند تا پذیرش شود.
مرد اما پولی همراهش نبود و هر چه او و همراهانش اصرار کردند که تا واریز شدن پول، او را پذیرش کنند، کسی گوشش بدهکار نبود. لحظاتی بعد مرد از درد روی زمین افتاد و در مقابل چشمان ده‌ها شاهد می‌غلتید و فریاد می‌زد اما وقتی دید کسی به دادش نمی‌رسد، در نهایت خود را از طبقه سوم به پایین پرت کرد.
این حادثه افراد حاضر در این بیمارستان دولتی را شوکه کرد. برادر مرد میانسال ماجرای حادثه را اینطور توضیح می‌دهد: “برادرم علی شفیعی نام دارد و در بویین‌زهرا زندگی می‌کند و راننده نیسان است. او حوالی ظهر جمعه دچار درد شدید شکم شد طوری که از شدت درد به‌خودش می‌پیچید”.
۲ نفر از آشنایان به کمکش رفتند و او را با ماشین به تهران منتقل کردند تا به بیمارستان… برود. وقتی به بیمارستان رسیدند، برادرم دفترچه‌اش را داد اما گفتند که تاریخ دفترچه گذشته و باید ۳۰۰هزار تومان پرداخت کند. برادرم گفت که بیمه است و تنها چند روز از تاریخ دفترچه گذشته و آنها می‌توانند از سیستم‌شان استعلام بگیرند.
اما حرف مسئولان پذیرش یکی بود. آنها ۳۰۰هزار تومان می‌خواستند. نه برادرم و نه همراهانش، پولی نداشتند. در آن زمان من برای رای‌گیری به روستایی دورافتاده رفته بودم و امکان این را نداشتم که این پول را کارت به کارت کنم. با خواهرم تماس گرفتند و او گفت که خودش را می‌رساند و پول را واریز می‌کند. اما با این حال برادرم هر چه اصرار کرد که تا رسیدن خواهرم او را پذیرش کنند، قبول نکردند.
ده‌ها نفر دیدند که چطور برادرم از شدت درد روی زمین می‌غلتید و فریاد می‌زد. آنها حال برادرم را دیدند و کاری نکردند. تحمل درد آنقدر برایش سخت شده بود که در نهایت تصمیم گرفت خودش را از طبقه سوم به پایین پرت کند. درست چند دقیقه بعد از این حادثه بود که خواهرم به بیمارستان رسید اما دیر شده بود. این اتفاق هولناک در حالی رخ داد که بسیاری از مراجعه‌کنندگان به بیمارستان شاهد آن بودند و در تماس با همشهری این حادثه را تأیید کردند. علی شفیعی پس از این حادثه به‌دلیل شدت جراحاتی که دیده بود به کما رفت و حالا در بخش مراقبت‌های ویژه بستری است.
برادرش با گریه می‌گوید: “به‌خاطر ۳۰۰هزار تومان، کاری کردند که برادرم چنین تصمیمی بگیرد. او متاهل است و ۲بچه زیر ۱۰سال دارد. حالا می‌گویند که او در کماست. یکی می‌گوید مرگ مغزی شده و دیگری می‌گوید دیگر امیدی به بازگشتش نیست. ما از بیمارستان شکایت کرده‌ایم و امیدواریم مسئولان به این شکایت رسیدگی کنند. براساس این گزارش، روز گذشته خبرنگار همشهری تلاش کرد تا با مسئولان بیمارستان درباره این حادثه گفت‌وگو کند اما تماس‌های مکرر با بیمارستان بی‌فایده بود اما پرسنل بیمارستان اصل وقوع این حادثه را تأیید کردند”.

مرگ دو گارگر حین کار در سیرجان


مرگ دو گارگر حین کار در سیرجان

خبرگزاری هرانا ـ به دلیل فقدان ایمنی در محیط کار، دو کارگر ۵۰ و ۱۸ ساله هنگام حفر چاه خفه شدند و جان خود را از دست دادند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از فارس، بخشدار گلستان سیرجان گفت: “عصر روز گذشته در روستای خسروانی بخش گلستان سیرجان دو کارگر ۵۰ و ۱۸ ساله هنگام حفر چاه خفه شدند”.
مجید زنداقطاعی در سیرجان اظهار داشت: “عصر روز گذشته در روستای خسروانی بخش گلستان سیرجان دو کارگر ۵۰ و ۱۸ ساله هنگام حفر چاه خفه شدند”.
وی بیان داشت: “این دو کارگر با بی‌احتیاطی در فاصله کمی از چاه فاضلاب منزل مسکونی اقدام به حفر چاه جدید برای انتقال فاضلاب به چاه در دست حفاری کرده بودند که فاضلاب به همراه ریزش چاه کارگر ۵۰ ساله را غرق کرد”.
زنداقطاعی ادامه داد: “همچنین کارگر ۱۸ ساله‌ای که قصد کمک برای نجات دوست غرق شده خود را داشت، او نیز گرفتار فاضلاب شد و هر دو به علت خفگی جان باختند”.

هشدار قریب‌الوقوع‌بودن اعدام ۲۷ زندانی سنی‌مذهب در زندان رجایی‌شهر

هشدار قریب‌الوقوع‌بودن اعدام ۲۷ زندانی سنی‌مذهب در زندان رجایی‌شهر

خبرگزاری هرانا– روز گذشته رئیس بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج با حضور در سالن ۱۰ این بند به زندانیان سنی مذهب محکوم به اعدام اعلام کرد حکم همه آنان به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید زودتر بنویسید.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵، مسئول بند چهار زندان رجایی‌شهر کرج، آقای شجاعی، با حضور در سالن ۱۰ این زندان که ۲۷ زندانی سنی‌مذهب با حکم‌های تایید شده اعدام نگهداری می‌شوند اعلام کرده است “حکم همه به اجرای احکام رفته‌است و احتمال اجرای حکم‌تان بسیار زیاد است. اگر نامه عفو می‌خواهید بنویسید زودتر انجام دهید. نمی‌خواهم بعدا عذاب وجدان داشته‌باشم.”
این زندانیان اهل سنت از سوی دستگاه قضاییه با اتهاماتی نظیر اقدام علیه امنیت ملی”، “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروه‌های سلفی”، “افساد فی‌الارض” و “محاربه” به اعدام محکوم شده اند و درباره جزئیات و فعالیت های آنان از سوی مسئولین و ارگان های قضایی شفاف‌سازی نشده است.
اکثر این زندانیان در سال‌های ۸۸ تا ۹۰ در کُردستان توسط مأموران وزرات اطلاعات بازداشت شده و پیش از محاکمه، بدون دسترسی به وکیل و یا ارتباط با خانواده، برای چندین ماه در سلول انفرادی نگهداری می‌شده‌اند و این نگرانی وجود دارد که آنها در این دوران شکنجه شده و یا مورد بدرفتاری قرار گرفته‌اند.
بر اساس اطلاعاتی که در اختیار هرانا قرار گرفته، اکثر متهمین اتهام شرکت در مبارزات مسلحانه را رد کرده و گفته اند تنها به دلیل اعتقادات خود و فعالیت‌هایی همچون شرکت در جلسات مذهبی و پخش مطالب مذهبی دستگیر شده‌اند.
گفتنی است که دست کم یک زندانی در این لیست به نام برزان نصرالله زاده در زمان دستگیری کمتر از هیجده سال داشته است.
اسامی ۲۷ زندانی اهل سنت محکوم به اعدام در زندان رجایی‌شهر کرج:
۱. ﮐﺎﻭﻩ ﻭﯾﺴﯽ
۲. ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ
۳. ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ
۴. ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ
۵. ﮐﺎﻭﻩ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۶. ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۷. ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ
۸. ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ
۹. ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ
۱۰. ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ
۱۱. ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ
۱۲. ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ
۱۳. ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ
۱۴. ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ
۱۵. ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ
۱۶. ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۷. ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۸. ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ
۱۹. ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ
۲۰. ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ
۲۱. ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ
۲۲. ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ
۲۳. ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ
۲۴. ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ
۲۵. ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ
۲۶. ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ
۲۷. ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ

مقایسه «ترجمه» انجیل و قرآن در دنیا از نگاه یک فعال حوزه قرآنی

یک فعال حوزه قرآنی در کشور از میزان ترجمه قرآن در مقایسه با انجیل و دیگر کتابهای مشهور دنیا انتقاد کرد.

به گزارش «محبت‌نیوز» یک سیاست‌گذار و کارآفرین قرآنی در کارگاه «کارآفرینی فرهنگی با محوریت قرآن» که در دانشگاه الزهرا برگزار شد با بیان اینکه دو و نیم میلیارد نفر در جهان مسیحی هستند به ارائه آماری در زمینه انتشار و ترجمه انجیل اشاره کرده و گفته طی دو سال اخیر شش میلیارد نسخه انجیل در جهان چاپ شده است.
به اعتقاد او هدف و برنامه گروه‌های مسیحی این است که تا سال ۲۰۵۰ همه جهان را مسیحی کنند.
ایکنا به نقل از محمدرضا پورمعین، ادامه داده انجیل به ۹۵ درصد زبان‌های دنیا ترجمه شده و بالاترین ترجمه کتاب جهان را به خود اختصاص داد، این در حالی است که پس از انجیل، کتاب‌هایی مانند دختر کبریت فروش، تام بندانگشتی، بینوایان و … در رتبه بعدی ترجمه در جهان قرار دارند و قرآن در این میان رتبه ۱۴ جهان را دارد.
وی با اشاره به اینکه ۹۰ درصد انجیل‌های منتشر شده به صورت رایگان در جهان توزیع می‌شود، عنوان کرده «بیشترین انجیل را مردم آمریکا خریداری کرده و هدیه می‌کنند، در هر ثانیه در جهان دو کتاب انجیل چاپ می‌شود و برای گروه‌های مختلف از کودکان گرفته تا زنان، افراد مسن، صاحبان مشاغل و … انجیل‌های خاصی منتشر می‌شود.»

مجلس ایران دولت را مکلف به زنده نگهداشتن مبانی اسلام ناب‌محمدی کرد

طبق این مصوبه باید از ظرفیت همه دستگاه‌های مربوطه برای مقابله با جبهه معاند نظام اسلامی استفاده کرد.

به گزارش «محبت‌نیوز» مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز یکشنبه (۱۲ اردیبهشت) در مصوبه‌ای دولت را مکلف به پشتیبانی از مراکز حوزوی و دانشگاهی برای زنده نگهداشتن مبانی اسلام ناب‌محمدی کرد.
خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه درباره محتوای این مصوبه نوشت که طبق آن دولت مکلف شده به منظور زنده نگهداشتن مبانی اسلام ناب «اندیشه دینی، سیاسی و فرهنگی» روح‌الله خمینی و علی خامنه‌ای را برجسته کند و به عنوان معیار اساسی در سیاستگذاری‌ها و برنامه‌های نظام توسعه دهند به نسل‌های بعد منتقل نمایند.
در بخشی از این مصوبه قید شده برای رسیدن به این هدف باید از ظرفیت همه دستگاه‌های مربوط به ویژه آموزش و پرورش، دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه و صدا و سیما بهره گرفت و با ساماندهی مادی و معنوی و توسعه سرمایه انسانی با جبهه معاند نظام اسلامی مقابله کرد.

پناهجویی، از ییلاق‌های لواسان تا خودسوزی در گینه‌نو

دولت میانه‌رو با چاشنی اصلاح‌طلبی می‌گفت پناهندگان بازگردند چون مشکلی نیست، در مقابل اما نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای آنان دندان تیز کرد و خط و نشان کشید.
 – خبر خودسوزی جوان ۲۳ ساله ایرانی به نام «امید» در اردوگاه پناهندگان در جزیره «نائورو» در پاپوآ گینه‌نو در شمال‌ شرقی استرالیا خیلی زود در رسانه‌ها پیچید. مرگ این جوان که حالا همسرش تنها در آن جهنم گیر افتاده، هزاران مایل دورتر وزارت خارجه را وادار به واکنش کرد، آنهم در جملاتی دیپلماتیک اما با شبهات زیاد!
حسن قشقاوی، معاون امور ایرانیان این وزارتخانه با اشاره به اینکه تنها سه تا ۵ درصد از پناهندگان ایرانی عضو اپوزیسیون می‌شوند عنوان کرد «۹۵ درصد پناهجویان مشکلی برای بازگشت به کشور ندارند و تنها برخی از موارد خاص هستند که با برخورد حقوقی و قضایی مواجه می‌شوند، که این موضوع مربوط به وزارت خارجه نمی‌شود و مربوط به سازمان‌های دیگر است.»
او همچنین مدعی شد که ایران مایل است پناهجویانی که در کمپ‌ها و شرایط سخت زندگی می‌کنند، به کشور بازگردند و وزارت خارجه در این زمینه به نمایندگی‌های ایران دستورالعمل کتبی داده است.
اما منظور قشقاوی از موارد خاص چه بود و کدام‌ سازمان‌ها سازشان برای پناهندگان ناکوک می‌زند؟
به درازای عمر نظام، پناهجویان ایرانی در کشورهای مختلف دنیا سال به سال، بیشتر و بیشتر شدند. درصد قابل ملاحظه‌ای از آنها هرگز نتوانستند تحت هیچ شرایطی به کشور بازگردند، حتی جرات نداشتند امان‌نامه بگیرند و در غربت مرگ عزیزانشان را به سوگ نشستند و در مقابل ده‌ها هزار نفر هم برای پناهندگی و با ادعای بیم جانشان از کشور خارج شدند و امروز زیر سایه چارترهای ارزان قیمت بلیط تهران در دست دارند و هر وقت که اراده کنند در کشور خواهند بود.
به طور مشخص رویکرد دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی بستگی چندانی به جناح دولت حاکم ندارد. به عنوان مثال اواسط سال ۱۳۸۰ بود که ناصر سراج، معاون دادگستری استان تهران و سرپرست مجتمع قضایی امور جنایی و فرودگاه به طور رسمی اعلام کرد کلیه ایرانیانی که به صورت غیر قانونی از کشور خارج شده‌اند به دستور رئیس قوه قضاییه بدون هیچ مشکلی می‌توانند وارد کشور شوند.
در آن زمان رئیس جمهور سیدمحمد خاتمی بود و رییس قوه قضاییه وقت تأکید کرد که با آنها با رأفت اسلامی تصمیم گیری می‌شود.
یا همان‌قدر که احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی و تیم‌شان برای بازگرداندن ایرانیان خارج از کشور تلاش می‌کرد، دستگاه دیپلماسی روحانی و محمدجواد ظریف هم با روش‌های دیگر همین مسیر را می‌روند و مدام از بازگشت ایرانیان خارج از کشور به داخل استقبال می‌کند.
پس از رویدادهای سال ۱۳۸۸ و اعتراضات به نتیجه انتخابات خیلی‌ها تصمیم گرفتند ایران را ترک کنند. در این بین کم نبودند آنهایی که پایشان به کشورهای دیگر هم رسید اما همواره سودای بازگشت در سر داشتند.
دولت حسن روحانی که کارش را آغاز کرد خیلی‌ها امیدوار شدند که سرنوشتشان مثل «حبیب» باشد. «بزن باران که دین را دام کردند…» او حالا به ایران بازگشته و کلیپ‌هایش در ییلاق لواسانات از PMC پخش می‌شد و در کنار روحانیون ارشد خوش و بش می‌کرد.
خیلی‌ از آنها که رفتند به واسطه دوستان و آشنایان با سرداران سپاه لابی کردند و خیلی‌ها از طریق رفقایشان با وزارت اطلاعات ارتباط گرفتند و پرسیدند که اگر بازگردند چه سرنوشتی خواهند داشت!
دولت میانه‌رو با چاشنی اصلاح‌طلبی می‌گفت پناهندگان بازگردند چون مشکلی نیست، در مقابل اما نهادهای امنیتی و دستگاه قضایی برای آنان دندان تیز کرد و خط و نشان کشید.
وزیر اطلاعات می‌گفت «ترس بی‌مورد کسانی که در حوادث ۸۸خلافی مرتکب نشدند را حل می‌کنیم» و رئیس دستگاه قضایی از برخورد قاطع با متخلفان و مجرمانی می‌گفت که در داخل و خارج فتنه‌ کردند.
دادستانی کل کشور هم آب پاکی را روی دست همه آنها ریخت و گفت کسانی که در فتنه ۸۸ ظلم عظیمی نسبت به کشور و مردم ایران روا داشته و مرتکب جرم شده باشند و در ادامه از کشور خارج شده‌اند ممنوع‌الورود نیستند، اما به محض ورود به کشور دستگیر می‌شوند.
نمونه بارز آن مهدی پسر هاشمی‌رفسنجانی بود. سرنوشت بعضی‌ها مثل حسین درخشان هم در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. روزی عنوان شد که امان نامه گرفته و بازگشته، اما دستگیر شده و روز دیگر خبرآمد که امان‌نامه‌ای در کار نبوده، هرچه بود ۱۹ سال زندان هزینه بازگشتش به ایران شد.
خوشبینانه اگر نگوییم اظهارات قشقاوی دان پاشیدن و تله گذاری برای دستگیری منتقدان و دگر اندیشان است، اما قابل کتمان نیست که در ایران اختیارات دولت هرگز آنقدر نیست که بتواند در این زمینه تصمیم‌گیری کند.
بی‌تردید نهادهای موازی از جمله اداره اطلاعات و پیگیری قوه قضائیه و اطلاعات سپاه پاسداران که از گیت‌های فرودگاه گرفته تا ادارات و ارگان‌ها نیرو مستقر کرده‌اند به راحتی آنچه دولت می‌گویند عمل نخواهند کرد.