Dienstag, 26. April 2016

مسیحیت در ایران: جرم سیاسی ـ امنیتی

مسیحیت در ایران: جرم سیاسی ـ امنیتی


مام جمعه قم از گسترش کلیساهای خانگی هشدار داد. به گزارش خبرگزاری فارس، محمد سعیدی در دیدار با رئیس و مسئولان اداره تبلیغات اسلامی قم، از آنان خواست که «در زمینه ترویج آموزه های دینی و اعتقادی پیشرو باشند» زیرا به گفته او «دشمنان برای ایجاد کلیساهای خانگی تلاش می کنند».

کلیسای خانگی در واقع همان خانه های پیروان مسیحیت است که به سبب ناامنی هایی که برای نوکیشان مسیحی در کلیساها پدید آمد، این افراد مراسم نیایش و عبادت خود را به خانه ها انتقال دادند. در واقع نوعی کلیسای زیرزمینی برای گردآمدن مسیحیان ایران برای عبادت و خواندن و آموزش انجیل است.

محمد سعیدی، امام جمعه قممحمد سعیدی، امام جمعه قم
سخن امام جمعه قم حرف تازه ای نیست. از آغاز انقلاب ۱۳۵۷ تاکنون دگراندیشان دینی با فشار و تعرض و آزار حکومت اسلامی روبرو بوده اند. نه تنها ایرانیان بهایی و یهودی و مسیحی و زرتشتی که حتی اهل تسنن و دیگر فرقه های اسلامی چون اهل حق و درویشان گنابادی و حتی شیعیانی که به نام های ملی ـ مذهبی یا روشنفکر دینی شناخته می شوند، از آزارها و سرکوب ها درامان نبوده اند. تا آنجا که عده زیادی از آنان، به ویژه یهودیان و مسیحیان و بهاییان، چاره را در جلای وطن یافته، راه مهاجرت درپیش گرفته اند.

ایران رتبه پنجم درلیست سالانه كشورهای جفاكننده به مسیحیان

سازمان درهای باز (Open Doors) هر سال فهرستی با نام «فهرست دیدبان جهانی» از پنجاه کشور جفا کننده به مسیحیان را منتشر می کند. در فهرست ژانویه سال ۲۰۱۲، وضعیت ایران از جهت جفا بر مسیحیان درسال ۲۰۱۱ در رده پنجم و پس از، به ترتیب،  کره شمالی، افغانستان، عربستان سعودی، سومالی قرار گرفته است. فهرست سال ۲۰۱۱ ایران را در مقام دوم این فهرست قرار داده بود. دلیل ارتقای وضعیت ایران در این فهرست  اجرا نشدن مجازات اعدام برای نوکیشان در سال ۲۰۱۱ است.

معیار رتبه بندی کشورها در این فهرست بر اساس سرکوب مسیحیان به خاطر ایمان مذهبی آن ها است و ملاک های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، قومی و غیره را دربرنمی گیرد. به نوشته سایت محبت نیوز که خبرگزاری مسیحیان ایران است، این سازمان درفهرست امسال خود درباره ایران نوشته است:«جفای مذهبی بر برخی از اقلیت ها مانند  مسیحیان و بهائیان از سال ۲۰۰۵ افزایش یافته است. جمهوری اسلامی  می گوید که تنها اقوام ارمنی و آشوری ایران می توانند «مسیحی» باشند و فارس ها به صورت فطری مسلمان به حساب می آیند. از این رو نوکیشان یا ایرانیان مسیحی که از لحاظ قومی فارس محسوب می شوند، مرتد فطری هستند. همین امر سبب شده  که تقریباً همه  فعالیت های مسیحیان، از بشارت تا تعلیم کتاب مقدس و انتشار آن و کتاب های مسیحی به فارسی زبان غیرقانونی اعلام شوند».

این سازمان می نویسد: «بدرفتاری های حكومت مذهبی جمهوری اسلامی با مسیحیان نتیجه معكوس داشته و سبب گسترش بیش از پیش کلیسا در این کشور شده است».

ماده ۲۲۵ قانون جدید مجازات عمومی، مصوب سال ۱۳۹۰ مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان،  که به گفته مقامات قضايی ايران بر اساس حدود ۶ آيه صريح قرآن در ۶ سوره مختلف، روايات، احاديث و کردار پيامبر اسلام و امامان شيعه و فتوای اکثر قريب به اتفاق مجتهدان شيعه، تدوين شده است، ارتداد یا تغییر دین برای مسلمانان را به دو مقوله "ارتداد فطری و ملی" تقسيم کرده و برای مردان مرتد مجازات مرگ و برای زنان مرتد مجازات حبس دايم تعيين کرده است.

پس از انتشار این قانون، رئيس دوره ای اتحاديه اروپا در بيانيه ای اعلام کرد:« ماده ۲۲۵ این لایحه نقض آشکار تعهدات جمهوری اسلامی به کنوانسیون های بین المللی حقوق بشر است» و از مقام های ايران در دولت و مجلس خواست برای احترام به تعهدات خود آن را تعدیل کنند.

نوکیشان

به رغم تلاش های جمهوری اسلامی برای تبلیغ و تحمیل دین اسلام شیعه به عنوان دین رسمی و قانونی کشور، با وجود سخت گیری ها و فشارهایی که براقلیت های مذهبی اعمال می شود، و با آن که در حکومت جمهوری اسلامی مجازات تغییر دین برای مسلمانان در حکم ارتداد است و مجازات اعدام را درپی دارد، اما پدیده تغییر دین ایرانیان شیعه مذهب، بویژه به مسیحیت، مدام گسترش یافته است. عده زیادی نیز به دین زرتشتی یا بهاییت تغییر دین داده اند تا جایی که لفظ «نوکیشان» برای مشخص کردن این تغییر دین دادگان در دوران حکومت اسلامی در ایران به کار می رود.

قتل کشیشان

مسلمانان ایرانی با گرویدن به مسیحیت، بهایی گزاف و گران پرداخته و چه بسا جان خود را در این راه ازدست داده اند. با شروع انقلاب، در کنار هجوم و حمله به بهائیان، قتل کشیشان نیز آغاز شد.
• نخستین کشیش قربانی پس از انقلاب ارسطو سیاح بود که در سال ۱۳۵۷ پس از انقلاب در شیراز به قتل رسید.
• اسقف حسن دهقانی در اصفهان در خواب هدف پنج گلوله قرار گرفت اما از این ترور جان به در برد.
• در سال ۱۳۵۹  پسر اسقف، بهرام دهقانی، در تهران ربوده و به ضرب گلوله کشته شد.
• منوچهر افغانی در سال ۱۳۶۷ در اصفهان از شورای کشیشان پروتستان به قتل رسید.
• کشیش حسین سودمند در ۱۹۹۲(۱۳۷۱) در مشهد از کلیساهای جماعت ربانی به اتهام ارتداد به اعدام محکوم و حلق آویز شد. این اولین بار بود که کشیشی با محاکمه در دادگاه به مرگ محکوم می شد و قتل به صورت پنهانی و ترور صورت نمی گرفت
• در سال ۱۹۹۳ کشیش مهدی دیباج در ساری به اتهام ارتداد فطری به اعدام محکوم شد. مهدی دیباج در سال ۱۹۹۳ (۱۳۷۲) در دادگاهی در ساری محکوم به مرگ  شد. جامعه مسیحیان ایران بویژه کشیش هایک هوسپیان مهر برای نجات او تلاش بسیار کرد و کشیش هوسپیان، رهبر کلیساهای جماعت ربانی با راه اندازی کمپین های بین المللی و جلب نظرمسیحیان و افکار عمومی جهان نقش مؤثری در آزادی کشیش دیباج برعهده گرفت. سرانجام کشیش دیباج پس از ده سال حبس در ۲۴ دی ماه  ۱۳۷۳ آزاد شد.
• سه روز پس از آزادی دیباج، کشیش هایک هوسپیان در راه فرودگاه مهرآباد ناپدید شد. خانواده او پس از ۱۱ روز تلاش بی امان برای یافتن کشیش، سرانجام جسد مثله شده او را که با ۲۶ ضربه چاقو پاره شده بود، از سردخانه پزشکی قانونی تحویل گرفتند. قاتلان روی سینه او و درست بر قلبش حفره ای عمیق با آلتی برنده سوراخ کرده بودند. قتلی فجیع و سبعانه برای انتقام جویی و عبرت آموزی و ایجاد رعب.
• شش ماه پس از قتل کشیش هایک، کشیش طاطائوس میکائیلیان، رئیس شورای کشیشان پروتستان،  پس از ترک خانه در تهران ناپدید شد و چند روز بعد پسرش برای شناسایی جسد او که  با شلیک چند گلوله به سرش به قتل رسیده بود، احضار شد. قاتلان روی جنازه کشیش میکائیلیان بر تکه کاغذی نشانی جسد کشیش مهدی دیباج را قرار داده بودند.
• جسد مهدی دیباج، کشیش کلیساهای جماعت ربانی، که بر اثرضربه های چاقو از پا درآمده بود، در جنگل های اطراف کرج پیداشد.
مقام های امنیتی در آن زمان با ترتیب دادن نمایش امنیتی اعترافات، سه دختر جوان را به عنوان عضو سازمان مجاهدین خلق مسئول این قتل‌ها اعلام کردند.
• کمتر از دو سال بعد در سال ۱۳۷۵ کشیش محمد باقر یوسفی اهل کلیساهای جماعت ربانی  ملقب به روانبخش در جنگل حلق آویز شد.
• قربان دردی تورانی، از گروه کلیساهای خانگی در آذر ۱۳۸۴ به قتل رسید. خانواده او جسد غرق در خونش را در حالی که گلویش بریده بود، در برابر خانه شان یافتند.
• محمد جابری از گروه کلیساهای خانگی در خرداد ۱۳۸۶ به قتل رسید.
• محمدعلی جعفرزاده از گروه کلیساهای خانگی در خرداد ۱۳۸۶ به قتل رسید.
• عباس امیری در سال ۱۳۸۷ در ملک شهر اصفهان به دست نیروهای امنیتی به قتل رسید.
•  سه روز پس از مرگ او همسرش بر اثر جراحت های ناشی از شکنجه ماموران امنیتی درگذشت. عباس امیری پیش از گرویدن به مسیحیت مدت ها در جنگ ایران و عراق به عنوان بسیجی شرکت کرده و مجروح شده بود.
• و هم اکنون یوسف ندرخانی کشیش مسیحی کلیسای تبشیری به اتهام ارتداد به اعدام محکوم شده و در زندان لاکان رشت در انتظار مرگ است.

تعیین وقت دادگاه تجدیدنظر برای چهار فعال مدنی


تعیین وقت دادگاه تجدیدنظر برای چهار فعال مدنی

خبرگزاری هرانا – طی مراجعه متهمان به دادگاه، ۱۵ تیرماه ۹۵ موعد برگزاری دادرسی تجدید نظر برای چهار فعال مدنی “آتنا دائمی، ئاسو رستمی، امید علی‌شناس، علی نوری و همچنین محمد حسین دائمی (پدر آتنا دائمی)” تعیین و ابلاغ شد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز ۷ اردیبهشت‌ماه، با حضور آتنا دائمی و امید علی‌شناس دو تن از متهمان پرونده در محل شعبه ۳۶ دادگاه تجدیدنظر استان تهران وقت برگزاری دادگاه تجدید نظر چهار متهم پرونده تعیین و ابلاغ شد.
آتنا دائمی، یکی از متهمان پرونده با تایید این خبر به گزارشگر هرانا گفت: “صبح امروز به‌همراه امید علی‌شناس به شعبه ۳۶ دادگاه تجدید نظر مراجعه کردیم و وقت دادگاه برای من و سه هم‌‌پرونده ای دیگر و همچنین پدرم برای ۱۵ تیرماه سال جاری تعیین شد.”
این فعال مدنی و مدافع حقوق کودک در توضیح علت حضور پدرش برای جلسه دادگاه تجدید نظر در ادامه خاطرنشان کرد: “به دلیل داشتن تجهیزات گیرنده ماهواره قبلا ایشان را خواسته بودند و حکم جریمه هم صادر و ابلاغ شده بود، اما چون اسم ایشان هم در دادنامه ما هست، گفتند بیاید.”
آتنا دائمی ۲۷ ساله، بیست‌و‌نهم مهرماه سال ۹۳ بازداشت و ۸۶ روز در سلول انفرادی بند دو الف تحت بازجویی بود. وی در تاریخ ۲۸ دی‌ماه ۱۳۹۳ پس از پایان بازجویی ها به بند زنان زندان اوین منتقل شد.
این فعال مدنی پس از چندین بار به تعویق افتادن جلسه دادگاه نهایتا در تاریخ ٢٣ اسفند ٩٣ در دادگاهی به ریاست قاضی مقیسه، قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران با حضور وکیل خود و دیگر متهمین این پرونده به نام‌های امید علی شناس، ئاسو رستمی و علی نوری مورد محاکمه قرار گرفت. وی به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، توهین به رهبری، توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی و اختفای ادله جرم» به ۱۴ سال زندان محکوم شد.
پیش‌تر، قاضی دادگاه تجدید نظر با تبدیل قرار بازداشت به وثیقه موافقت و پس از شانزده ماه بازداشت موجب آزادی این فعال مدنی در تاریخ ۲۶ بهمن‌ماه سال گذشته از بند زنان زندان اوین شد.
امید على شناس، ١٣ شهریور سال ۹۳ بازداشت و به بند دو-الف سپاه پاسداران منتقل شد و علی‌‌رغم صدور قرار وثیقه ١٠٠میلیون تومانی، دادستانی به دلایل نامعلومی از پذیرش وثیقه خودداری کرد. او با پایان بازجویی‌ها به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
این فعال مدنی پس از شانزده ماه بازداشت ۲۸ دی‌ماه سال گذشته با تودیع وثیقه از زندان اوین آزاد شد.
ئاسو رستمی دیگر متهم این پرونده، روز چهارشنبه ۱۶ مهر ماه پس از برگزاری تجمع در مقابل دفتر سازمان ملل در حمایت از کوبانی به همراه چند فعال مدنی دیگر بازداشت شد و پس از طی دوران انفرادی و بازجویی به بند هشت زندان اوین منتقل شد.
وی به دلیل فعالیت های مدنی مسالمت آمیز، به اتهام «تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و توهین به رهبری» به ۷ سال زندان محکوم شد.
این فعال مدنی نیز پس از شانزده ماه، در تاریخ ۲۶ بهمن‌ماه سال ۹۴ با قرار وثیقه از بند هشت زندان اوین آزاد شد.
علی نوری، فعال مدنی و فعال کودکان کار نیز، چهارشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۳، پس از شرکت در تجمع کوبانی در مقابل سازمان ملل بازداشت شد، بعد از بازداشت به بند ۲-الف سپاه منتقل شد و بعد از مدت‌ها بازجویی و سلول انفرادی به بند عمومی ۸ زندان اوین، محل نگهداری زندانیان مالی منتقل شد.
وی پس از آزادی به قید وثیقه پنجاه میلیون تومانی، به هفت سال حبس در مرحله بدوی محکوم شد.

در سال گذشته؛ مرگ ۲۹۰ شهروند در حوادث کار


در سال گذشته؛ مرگ ۲۹۰ شهروند در حوادث کار

خبرگزاری هرانا ـ سازمان پزشکی قانونی استان تهران اعلام کرد که در سال گذشته ۲۹۰ شهروند در حوادث کار، جان خود را از دست داده‌اند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، دکتر مسعود قادی پاشا مدیرکل پزشکی قانونی تهران گفت: “در سال ۹۴ در حوادث کار ۲۹۰ مورد فوتی داشتیم”.

محکومیت روزنامه نگاران بازداشت‌ شده به ۵ تا ۱۰ سال حبس تعزیری

محکومیت روزنامه نگاران بازداشت‌ شده به ۵ تا ۱۰ سال حبس تعزیری

خبرگزاری هرانا ـ علیزاده‌ طباطبایی وکیل مدافع روزنامه نگاران بازداشت شده گفت که آفرین چیت‌ساز، احسان مازندرانی، داود اسدی و سامان صفرزایی در دادگاه انقلاب در مجموع به ۲۷ سال حبس تعزیری محکوم شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، سیدمحمود علیزاده‌طباطبایی با اشاره به احکام صادرشده برای متهمان دستگیر شده اظهار کرد: “دادگاه انقلاب این متهمان را در مجموع به ۲۷ سال حبس تعزیری محکوم کرده است”.
وی ادامه داد: “طبق حکم دادگاه، آفرین چیت‌ساز به‌اتهام اجتماع و تبانی به‌قصد برهم زدن امنیت و ارتباط با دولت‌های بیگانه به تحمل ۱۰ سال حبس تعزیری محکوم شده است”.
این وکیل دادگستری ادامه داد: “احسان مازندرانی نیز به‌اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و اجتماع و تبانی علیه امنیت، از سوی دادگاه به تحمل ۷ سال حبس محکوم شده است. داود اسدی و سامان صفرزایی نیز به‌اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت، هرکدام به تحمل ۵ سال حبس محکوم شده‌اند”.
علیزاده‌طباطبایی از تصمیم این متهمان برای اعتراض به احکام صادره خبر داد.
احسان مازندرانی روزنامه نگار و فارغ التحصیل دانشکده خبر است که دوسال پیش (۱۳۹۲) به سمت مدیرمسئولی روزنامه فرهیختگان رسید. او پیش از این نیز در اسفند ۹۱ در پی موج بازداشت روزنامه نگاران در دفتر روزنامه اعتماد بازداشت و پس از حدود سه هفته با سپردن وثیقه از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.
اما مازندرانی تنها روزنامه نگاری نیست که ۱۱ آبان ماه دستگیر شده و هنوز آزاد نشده است، آفرین چیت ساز، یادداشت نویس روزنامه ایران و سامان صفرزایی دبیر بین الملل نشریه اندیشه پویا، عیسی سحرخیز روزنامه نگار و فعال سیاسی نیز همان روز توسط سپاه بازداشت شدند و هیچ کدام از آنها تاکنون آزاد نشده اند.
به گزارش نشریات تندرو، بازداشت عیسی سحرخیز و چند تن دیگر از روزنامه نگاران از جمله “احسان مازندرانی”، “آفرین چیت ساز” و “سامان صفرزایی”، در چارچوب پروژه امنیتی به عنوان مقابله با نفوذ انجام شده است که پس از یکی از سخنرانی های آقای خامنه ای درباره راه های نفوذ “دشمن” و لزوم مقابله با آن در سطح رسانه ها مطرح شد.

مسیحیان حسینی با ِکیس پناهندگی !

گزارش‌های غیر رسمی، اما مستند درباره ( تعدادی) از کلیساهای فارسی زبان در ترکیه نشان می‌دهد که فعالیت آنها به علت “وجود بعضی حواشی” از مسیر اصلی خود دور شده و عملکرد منفی آنها به جایگاه این نهاد مقدس لطمه وارد می‌کند و به نوعی در جامعه مسیحیان فارسی زبان تاثیر منفی گذاشته است.
 حدود شش صبح به آنکارا رسیدم،  آنکارا و آن سرمای استخوان‌سوزش، سرانگشتانم بی‌حس شده بود، زبان ترکی بلد نبودم، آشنا و فامیلی هم نداشتم، همه حواسم به دو سه هزار دلاری بود که به زحمت در ایران جفت و جور کردم، مبادا گم کنم مبادا دزد ببرد، دار و ندارم همان بود. پُرسان پُرسان با ادا و اشاره «آسام» را پیدا کردم.
صف طول و درازی از ایرانی‌ها، عرب‌ها، افغان و حتی آفریقایی‌ها شکل گرفته بود. مأمور تُرک دست و پا شکسته با چاشنی خشونت صدا می‌زد «فارسی؟عربی؟» با چمدانی از دلهره گفتم «ایرانی»، در صف ایستادم، آنچه بر من گذشته بود مثل فیلم از مقابل چشمانم می‌گذشت. مراحل طولانی و پر استرس ثبت نام که تمام شد من ماندم و سرنوشت نامعلوم و سوالی که هر لحظه از خودم می‌پرسم اینجا چه کار می‌کنم؟ سرنوشتم چه می‌شود؟
این‌ها روایتی از اولین ساعت‌های پناهجوئی‌ است، به قول شاملو درد مشترک…
آنهایی که در کشور به جرم دگراندیشی، مسیحیت، مشکلات سیاسی و اجتماعی و خیلی دلایل دیگر مجبور به ترک خانه و کاشانه خود شدند از بیم جانشان خود را به ترکیه رساندند و پناهنده شدند. اما پرسش این است چه میزان از آنهایی که از طریق کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل درخواست پناهندگی می‌کنند در ایران مشکلاتی داشتند و یا با مخاطرات امنیتی و جانی روبه رو بوده اند؟
خبرنگار«محبت‌نیوز» در ترکیه به سراغ پناهندگانی رفته که ایماندار ( مسیحی) هستند و با آنها درباره «مسیحیت نه برای ایمان بلکه به عنوان کِیس پناهندگی» گفتگو کرده روایاتی تلخ از حقایقی تلخ‌تر و اضافه می‌شود (تمام اسامی بنا به دلایل امنیتی مستعار انتخاب شده و برای صحت آنها از منابع مختلف تحقیق صورت گرفته است)
ردیف‌های خاص برای افراد “خاص”
منصور از نوکیشان مسیحی است که  دوسال پیش در ایران به اتهام “گرویدن به مسیحیت و تبلیغ علیه نظام به زندان” افتاده و حدود یک سال و نیم است که در ترکیه پناهنده شده.
او می‌گوید «باور بر این است که اگر کسی در کلیسا خدمت کند کیس قوی‌تری خواهد داشت، بنابراین بعضی از افراد برای رسیدن به یک جایگاه خدمتی در کلیساها دست به هرکاری می‌زنند، بدترین اتفاق در بسیاری از کلیساهای ترکیه ( به گفته منصور ) باند بازی است، یعنی آنهایی که به دلایل فامیلی یا پیشینه دوستی به کشیش یا مسئولان کلیسا نزدیک هستند عهده‌دار مسئولیت می‌شوند. منصور اضافه می کند؛ کشیش‌هایی را می‌شناسم که تمام مسئولیت‌ها در کلیساها را به اقوام خود داده اند، بعضی کلیساها افراد خاص سوگلی هستند و در ریف‌های جلو صندلی ویژه‌ دارند یعنی یک هزار فامیل انحصاری!»
تجارت پر سود برگه تعمید
منصور درباره واقعیت تلخ دیگری صحبت می‌کند که همراه با گردش مالی قابل توجه ای برای بانیان آنان همراه هستند.
او می‌گوید گرچه بسیاری از کلیساها و ایمانداران و کشیش‌ها مسیری انسانی و به دور از انحراف را می‌روند اما کم نیستند سازمانهایی با عناوین مختلف و به اصطلاح مسیحی  که در این وادی وارد شدند و فکر جیبشان هستند. اشاره او به غسل تعمیدهای تجاری است. «…هستند افرادی که حاضرند برای اینکه تعمید داده شوند مبالغ هنگفت پرداخت کنند تا برگه غسل تعمید را دریافت کنند و معتقدند برگه تعمید برخی از کلیساها و یا سازمانهای مسیحی خارج از ترکیه (عمومن اروپا و امریکا) کیس‌شان را قوی‌تر می کند، بسته به میزان اعتبار کلیساها، دلالان بین ۲۰۰ تا هزار لیر برای انجام و برگه غسل تعمید دریافت می‌کنند، کاری که منافع شخصی است و در نهایت بدنام کردن کلیساهای راستین. در واقع کسی که چیزی از مسیحیت نمی‌داند و تعریف درستی از آن ندارد اما به لطف پول و پارتی تعمید می‌گیرد.»
توجه بر اساس جنسیت و جذابیت
در این بین اما عده‌ای هستند که درباره نوعی تفکیک بر اساس جنسیت و جذابیت‌های ظاهری حرف می‌زنند.
کم نیستند مسئولانی که در سپردن خدمات یا مشارکت دادن افراد در فعالیت‌های کلیسایی، براساس جنسیت و ظواهر افراد آنها را به کار می‌گیرند.
علیرضا، که کمتر از شش ماه است در ترکیه پناهنده شده می‌گوید که اهل شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی است و «بارها به چشم دیده زنان و دخترانی که زیباترند از احترام بیشتری برخوردار هستند و مورد توجه مسئولان آن تشکیلات واقع می گردند، آنان مخاطبان خاص مسئولین اینگونه کلیسا نماها می شوند و حتی نگاهها بیشتر درگیر آنان است که جذابیت‌های جنسی بیشتری دارند تا افرادی که ظاهر معمولی دارند.»
این نوکیش مسیحی خاطره ناخوشایندی هم از این ماجرا دارد. روزهای اول که در ترکیه به کلیسا رفته و از سلسله مراتب تقرب آگاهی نداشته روی صندلی‌های ردیف جلو نشسته که از او خواستند عقب‌تر برود!
در گفتگویی که « محبت نیوز»  با ایمانداران و حتی غیرمسیحیان درباره مسیحیت به عنوان کیس پناهندگی انجام داد نقاط مشترک زیادی بیان گردید. مثلن اینکه بسیاری از آنان که به ترکیه آمدند در ایران مسلمان بودند و با ورود به ترکیه با پرس و جو متوجه شدند «مسیحیت» کیس قابل قبولی است و عنوان کردند که مسیحی هستند و تا زمانی  هم که به پیش مصاحبه یا مصاحبه اصلی می‌روند در کلیسا و یا کلیساهای خانگی در ترکیه آموزش‌های مقدماتی را برای خالی نبودن عریضه می‌بینند و روایات ساختگی از شرایطشان در ایران بیان میکنند و جالب اینجاست که اکثر مسئولان کلیسایی نیز حتی به این حقیقت وقوف کامل دارند !
اتفاقاتی که بعضی از آنها روایت می‌کنند مشابه همان برخوردهایی است که نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی با نوکیشان مسیحی داشته و آنها با استفاده از برخی اسامی و یا روایتهای مشابه برای دریافت قبولی از کمیساریای عالی پناهندگان  سوءاستفاده می‌کنند.
مسیحیان حسینی!
وحید می‌گوید «خیلی‌ها در ایران اهل هیات و حسینیه بودند و برای پناهندگی در ترکیه، مسیحی شدند، یا چند ماه قبل از اعلام پناهندگی در ترکیه غسل تعمید می‌گیرند به ایران باز می‌گردند و در بازگشت به ترکیه اعلام می‌کنند که در ایران تحت فشار نهادهای امنیتی قرارگرفتند.»
 این در حالیست که بسیاری از نوکیشان مسیحی که در ایران به اتهام مسیحیت و یا فعالیتهای کلیسایی به زندان افتاده‌اند خیلی کمتر حاضرند درباره آن رویدادها اظهار نظر کنند و تا جای ممکن آن را علنی نمی‌کنند.
وحید به کنایه می‌گوید «از دوستی پرسیدم دینت چیست جواب داده مسلمانم، پرسیدم کیس شما چیست؟ گفته مسیحیت! او با افرادی آشناست که در ایران به واسطه مهریه همسرانشان، چک برگشتی و مسائل مالی به ترکیه فرار کردند و در اولین قدم خود را مسیحی معرفی کردند!» آنهایی که به گفته وحید به خاطر منافع شخصی، دیگر نوکیشانی را که در کشور متحمل جفا  شده اند زیر سوال می‌برند.
او از به ظاهر مسیحیانی می‌گوید که در کلیسا در جلسات پرستشی به ناگاه از روح القدس پر می شوند به زبانها تکلم می‌کنند و در مکالمات عمومی خود قسم قرآن یا حضرت ابوالفضل می‌خورند و به رسم مسلمانان عیسی‌ مسیح را حضرت می‌خوانند!
این دسته که حتی از وضع ظاهری یک ایماندار مسیحی نیز برخوردار نیستند و رفتار غیر ایماندارانه آنان در محیط های خارج از کلیسا زبانزد خاص و عام است و برای گرفتن خدماتی کیس تقویت کن همچون حضور در گروه‎های پرستشی یا بشارتی، بدون هیچگونه تعلیم یا نظارت ویژه از جانب مسئولان کلیسایی انتخاب می‎گردند که کوس رسوایی‎های گوناگونشان تنها زمانی به صدا در می‌آید که دیگر هیچ آبرویی برای آن جماعت  باقی نمانده است.
زمان پاکسازی کلیساها !
“حقیقت حضور مسیحی نمایان در بین نوکیشان مسیحی ایرانی در ترکیه مساله‎ای غیر قابل کتمان می‎باشد که متاسفانه جماعتی بزرگ از به ظاهر پناهجویان را نیز  همین اکثریت تشکیل می‌دهند، کسانیکه غالبن از رفاه مالی خوبی نیز برخوردارند و با آسودگی خیال دوران پناهجویشان را ( همانند توریست ) در ترکیه با انواع و اقسام تفریحات مفرح آنچنانی می‎گذرانند و به ناگاه در جلسات کلیسایی از پاپ هم کاتولیک‌تر می‌شوند! ” این یعنی تاخیر در رسیدگی به پرونده‎های واقعی مسیحیان راستین و تحمل رنج و عذاب صد چندان برای آنان.
وحید در خاتمه صحبتهایش می‌گوید برخی کلیساها یا کلیساهای خانگی نما بیش از آنکه محلی برای جلال دادن نام خداوند باشند تبدیل به تالار مد شده اند، یا بنگاهی برای معامله و کیس نویسی و دوستیابی و کاریابی… شاید اکنون زمان پاکسازی کلیساها فرا رسیده باشد!

انتقاد دیده‌بان حقوق بشر از نقض حقوق مسیحیان در اقلیم کردستان

مسیحیان منطقه نحله با ارائه اسناد به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته‌اند زمین های این مناطق به آنها تعلق دارند اما برخی کردها با ساخت وساز روی این زمینها قصد تصرف آن را دارند.
به گزارش «محبت‌نیوز» سازمان دیده بان حقوق بشر می‌گوید پلیس سیاسی اقلیم کردستان از ورود مسیحیان به اربیل جهت برگزاری تظاهرات مسالمت آمیز جلوگیری کرده است.
وب سایت «کُردپرس» به نقل از این سازمان اعلام کرد مسیحیان منطقه نحله نسبت به تصرف زمین های این منطقه توسط کردها اعتراض دارند.
برخی مسیحیان ساکن این منطقه به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته اند آنها قصد داشتند برای اعتراض به این ماجرا و برگزاری تجمع اعتراض آمیز به اربیل بروند اما نیروهای امنیت اقلیم کردستان از ورود مسیحیان به اربیل جلوگیری کرد‌ه‌اند.
هشت تن از مسیحیان منطقه نحله با ارائه اسناد به سازمان دیده بان حقوق بشر گفته‌اند زمین های این مناطق به آنها تعلق دارند اما برخی کردها با ساخت وساز روی این زمینها قصد تصرف آن را دارند.
آنها گفتند برای اعتراض به این قضیه قصد داشتند روز ۱۳ آوریل ۲۰۱۶ در اربیل، مرکز اقلیم کردستان تجمع اعتراضی برگزار کنند اما نیروهای امنیتی اقلیم کردستان در این روز از ورود مسیحیان به اربیل ممانعت کرده‌اند.

Montag, 25. April 2016

پلمپ دو واحد صنفی شهروندان بهایی در بابل/ تصاویر

پلمپ دو واحد صنفی شهروندان بهایی در بابل/ تصاویر

خبرگزاری هرانا – صبح روز چهارشنبه اول اردیبهشت ۱۳۹۵ مامورین اداره اماکن در اقدامی غیرقانونی همزمان با پلمپ ١۶ واحد صنفی بهاییان قائمشهر، دست کم ٢ واحد صنفی شهروندان بهایی را در شهر بابل پلمپ کردند. عدم فعالیت واحدهای صنفی بهاییان در اول اردیبهشت ماه، مصادف با یکی از مناسبت های مذهبی بهاییان، دلیل این پلمپ اعلام شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، ماموران اداره اماکن شهر بابل به دلیل تعطیلی مغازه های شهروندان بهایی این شهر به مناسبت تعطیلی مذهبی در روز اول اردیبهشت، اقدام به پلمپ دو واحد صنفی متعلق به این شهروندان کردند.
در پی این اقدام، واحد صنفی «آهن آلات اکبری» و «سیستم های حفاظتی» متعلق به آقای آرمین سبحانی توسط ماموران اداره اماکن شهر بابل پلمپ شد.
شایان ذکر است، همزمان در شهر قائم‌شهر نیز ۱۶ واحد صنفی شهروندان بهائی این شهر پلمپ شدند.
این در حالی است که بر اساس بند “ب” ماده ۲۸ قانون نظام صنفی صاحبان واحد صنفی می توانند تا پانزده روز به اختیار خود واحد صنفی خود را بدون اطلاع به مراجع ذیربط تعطیل نمایند.
همچنین با توجه به اینکه تعطیلی هیچ‌یک از واحدهای صنفی بهاییان قائمشهر باعث «عسر و هرج» در جامعه نمی شود، در نتیجه مشمول ماده ۲۸ قانون نظام صنفی می شوند. در بند “ب” ماده ۲۸ قانون نظام صنفی قید شده است: ” تعطیل محل کسب بدون دلیل موجه ، حداقل به مدت پانزده روز برای آن دسته‌ از صنوفی که به تشخیص هیأت عالی نظارت موجب عسر و حرج برای مصرف کننده‌ می‌شود ….” منجر به پلمپ واحد صنفی می شود.
این تعطیلی در حالی است که در روزهای اخیر در یک بیانیه امضاء شده خطاب به رهبر جمهوری اسلامی ایران، ۵۴ نفر از تجار و اقتصاددان برجسته از کشورهای مختلف جهان از آیت‌الله خامنه‌ای خواستند تا به آزار و تبعیض علیه صاحبان کسب و کار بهایی در ایران پایان دهد.