Donnerstag, 29. September 2016

آتنا دائمی فعال حقوق کودک به ۷ سال زندان محکوم شد

آتنا دائمی، فعال حقوق کودک در صفحه توییتر شخصی‌اش نوشت که حکم ۷ سال زندانش تایید شده است.
براساس رای دادگاه او به "اتهام اجتماع و تبانی به ۵ سال حبس و به اتهام توهین به رهبری به ۲ سال زندان" محکوم شده است.
آتنا دائمی، در مهر ماه سال ۱۳۹۳ بازداشت شد. وی به مواردی از قبیل "توهین به رهبری"، "توهین به مقدسات"، "اجتماع و تبانی به قصد برهم‌ زدن امنیت کشور" و "مخفی کردن ادله جرم" متهم شده است.
ماموران امنیتی در هنگام بازداشت خانم دایمی گفتند "فعالیتش در شبکه‌های مجازی زیاد" بوده است.
خانم دائمی در دادگاه بدوی به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود.

Sonntag, 25. September 2016


چرا دوچرخه‌سواری زنان، چرخ مشروعیت نظام سیاسی را پنچر می‌کند؟



«دوچرخه‌سواری بانوان در مجامع عمومی و نیز در جایی که در معرض دید نامحرم باشد، حرام است.» این فتوای رهبر ایران است در برابر موج اخیر به خیابان آمدن زنانی که مشتاق دوچرخه‌سواری در فضای همگانی‌اند. این فتوا چه اهمیتی دارد و کارکرد آن چیست؟
فتوایی بی‌اهمیت؟
ممکن است تصور شود که این هم فتوایی است در ردیف فتواهای دیگری که مراجع مذهبی صادر می‌کنند و از این رو نباید آن را چندان جدی گرفت زیرا ایران به سمت جامعه‌ای در حرکت است که «مراجع تقلید»ش دیگر مثل دهه‌‌ها پیش نقش «گروه مرجع» را ایفا نمی‌کنند. اما باید توجه کرد که فتوای آیت‌الله خامنه‌ای٬ فتوای یک مرجع معمولی نیست. آیت‌الله خامنه‌ای٬ با وجود چون و چراها در باره‌ی صلاحیتش برای مرجعیت٬ در حال حاضر رهبر کشور یا «ولی فقیه» است.
بنا به نظریه‌ی ولایت فقیه٬ و نیز بنا به رویه‌‌های جاری٬ این نوع از فتواهای ولی فقیه ناظر به «امور شخصیه‌»ی افراد نیست که فقط برای مقلدانش لازم الاتباع باشد. این فتوا می‌تواند به شکل حکم حکومتی در بیاید و گریبان مقلدان سایر مراجع که هیچ٬ گریبان سایر شهروندان را هم بگیرد٬ حتی اگر آنان اساساً مذهبی نباشند یا به دین و مذهب دیگری پایبند باشند. زیرا این قبیل فتواها٬ اگر هم با تلاش کسانی که وانمود می‌کنند پیروان آتشین رهبرند به قالب قانون ریخته نشود٬ با فشار همان‌ها دست کم برای مدتی -در عمل به اجرا در خواهد آمد.
دینی یا سیاسی؟
ممکن است تصور یا استدلال شود که صرف نظر از پیامدهای عملی که این فتوا به دنبال خواهد داشت٬ و با وجود سِمَتِ سیاسیِ صادر کننده‌ی فتوا٬ نباید آن را سیاسی قلمداد کرد بلکه باید آن را ناشی از دغدغه‌‌های مذهبی یک رهبر دینی دانست. اما اگر ارزش‌های دینی و رتبه‌بندی این ارزش‌ها را در نظر بیاوریم٬ می‌توان دید که این گونه اهمیت دادن به موضوعاتی از این دست با آن آموزه‌های دینی‌ که حاکمان تبلیغ می‌کنند نیز سازگاری ندارد.
بنا به سلسله مراتب ارزش‌های مذهبی می‌دانیم که فعالیتی مثل دوچرخه سواری زنان (حتی اگر بنا به استدلال متشرعان این عمل عیناً مشابهِ بر مرکب سوار شدن زنان در صدر اسلام باشد) بسیار کم اهمیت‌تر است تا موضوعاتی چون ربا و ریا٬ یا دروغ و نفاق٬ و یا ناحق کردن حق‌الناس. ولی جامعه‌ی مذهبی ما و رهبرانش٬ از مراجع تقلید گرفته تا نوحه‌خوانان٬ آن قدرها که به مسائلی از این دست حساسیت نشان می‌دهند به آن ارزش‌های مهم‌تر مذهبی حساس نیستند. برای همین است که می‌بینیم بیرون افتادن موی زنان٬ خون تعصب را بیشتر در رگِ غیرت مذهبی‌های پیرو حکومت به جوش در می‌آورد تا مثلاً فقری که همسایه‌ی دیوار به دیوار کفر محسوب شده و یا فسادهای مالی و اداری حیرت‌انگیزی که موجب پوکی استخوان جامعه شده و با خود فسادهایی می‌آورد که زندگی مذهبی قرار بوده است مانع آن‌ها شود.
وقتی در سطح جامعه و در میان مردم عادی مذهبی به این موضوع نگاه کنیم می‌توانیم بارقه‌های تاثیر مفهوم «ناموس» و «غیرت» را در مواجهه‌ی<span > افراطی با هر چیز که به بدن زنان مربوط می‌شود٬ بفهمیم. اما در سطح رهبران مذهبی کنونی - بویژه آنان که در مسندهای سیاسی قرار دارند - قضیه از قرار دیگر است. در سطح رهبری سیاسی و مذهبی این موضوع بیشتر از آن که جنبه‌ی دینی یا سنتی داشته باشد٬ جنبه‌ی سیاسی دارد و ناشی از نگرانی برای سست شدن پایه‌های مشروعیت نظام سیاسی است.
از ناموس تا مشروعیت
شاید در وهله‌ی نخست این پرسش پیش بیاید که موضوع کنترل بدن زنان (خواه با اجباری کردن حجاب اسلامی خواه با ممانعت از دوچرخه سواری زنان) چه ربطی به موضوع مشرعیت دارد. اما اگر مفهوم مشروعیت به دقت وارسی شود٬ این ارتباط هم روشن خواهد شد. مشروعیت به زبان ساده یعنی این که مردم به چه دلیلی می‌پذیرند از حاکمان فرمان ببرند و از آنان تبعیت کنند و حاکمان به چه دلیل خود را شایسته‌ی حکومت و فرمان دادن به مردم قلمداد می‌کنند.
مبنای مشروعیت نظام سیاسی کنونی٬ در آغاز ساده و به نظر پذیرفتنی می‌آمد. یکی از مهم‌ترین دلایلی که از آغاز انقلاب برای برقراری حکومت اسلامی و اسلامی کردن قوانین کشور از جانب حاکمان مطرح شد٬ این بود که مردم مسلمان‌اند و خواهان اجرای اسلام‌اند. به همین دلیل ما (بعنوان فقیهان و اسلام‌دانان) شایسته‌ی حکومت بر مردمیم. شاید این ادعا در سال‌های اولیه‌ی پیروزی انقلاب که نظام سیاسی از هژمونی ایدئولوژیک برخوردار بود چندان هم بی‌ربط به نظر نمی‌رسید.
اما به دلایلی (که مجال بحثش نیست) بهمن عظیم هژمونی اسلامی در برابر آفتاب تابان تحولات اجتماعی آب شد و اوضاع به سمتی رفت که دیگر مردم به آن میزان و به آن شکل که در روزهای آغازین انقلاب تصور یا ادعا می‌شد٬ اسلامی نبودند. اما این واقعیتی نبود که بشود به آن اذعان کرد و نتایج منطقی‌اش را در عرصه‌ی سیاسی پذیرفت. چون اگر معلوم شود که عده‌ی زیادی از مردم «آن‌چنان» و به «آن اندازه» که حاکمان ادعا می‌کنند «اسلامی» نیستند٬ آن گاه این پرسش پیش می‌آید که پس آنان چه حقی دارند که به نام اسلام بر ما حکم برانند. اگر مردم به آن «میزان» و به آن «شکل» که حاکمان می‌گویند «اسلامی» نیستند٬ پس چرا باید قوانین اسلامی بر آنان حاکم باشد. و اگر این دو در کار نباشد٬ ولی فقیه مشروعیتش را برای حکمرانی بر مردم از کجا کسب می‌کند؟
خدایی که پاسخگو نیست
یکی از ادعاهای پرتکرار اصولگرایان اسلامی این است که مشروعیت ولی فقیه از جانب خداست و مردم فقط آن را کشف می‌کنند و بر آن مهر تایید می‌زنند. پیداست که این نوعی بازی لغوی با مفهوم مشروعیت سیاسی است که ربطی به مشروعیت دینی (یا شرعی بودن) ندارد. مشروعیت سیاسی٬ مفهومی است در ذهن مردم٬ اعم از مذهبی و غیر مذهبی٬ یعنی همه‌ی کسانی که در یک واحد سیاسی زندگی می‌کنند. به عبارت دیگر خدایی که پاسخگوی تصمیمات سیاسی حاکمان نیست نمی‌تواند مبنای مشروعیت سیاسیِ حکومت باشد٬ مشروعیتی که با پاسخگو بودن حاکمان در قبال مردم ارتباط متقابل دارد.
اما اگر بنا بر مشروعیت مردمی باشد٬ در این تردیدی نیست که بخشی از مردم ما - هر قدر کم شمار - اساساً مذهبی نیستند؛ برخی دیگر مسلمان نیستند؛ عده‌ی پرشمار دیگری شیعه نیستند؛٬ آنان هم که شیعه متولد شده‌اند٬ لزوماً معتقد یا پایبند به همه‌ی جنبه‌های مذهب شیعه نیستند؛ و آن باقی مانده‌های کم شمار هم لزوماً و در همه‌ی زمینه‌ها پیرو شیعه‌گری به سبک و سیاق مورد نظر حکومت نیستند. به این ترتیب حکومت می‌ماند و حوض نسبتاً کوچک پیروان دو آتشه‌ای که فدایی رهبرند و رهبر هم از منابع عمومی و به شکلی ویژه آنان را بابت حمایت‌شان بهره‌مند می‌سازد. در واقع اینان در اقلیت‌اند اما بر سریر قدرت.
پنهان کردن نمادها
با این اوصاف حکومت اسلامی ناچار است این واقعیت مهم٬ یعنی در اقلیت بودن آن مردمی که خود را با طراز حکومت تطبیق می‌دهند٬ پنهان کند. آشکار شدن این در اقلیت بودن به معنی برانداخته شدن دلایلی است که حاکمان برای شایسته بودن حکومت خود بر مردم بیان می‌کردند و هنوز می‌کنند. به همین دلیلِ به ظاهر ساده٬ حکومت اسلامی ناچار است منابع فراوانی را صرف کنترل همه جانبه‌ی نشانه‌‌ها و نمادهای سرپیچی از حکومت کند تا کسری مشروعیتش مخفی بماند.
از این نظر٬ رعایت نکردن حجاب اسلامی یا دوچرخه سواری کردن زنان فقط به معنی زیرپا گذاشتن حکمی مذهبی نیست٬ بلکه مهم‌تر از آن٬ نماد و نشانه ای است از عدم پیروی گروهی از مردم از طرازها و معیارهای حکومت. از دید حکومت٬ نبودن روسری بر سر زنان همان قدر می‌تواند نشانه‌ای از سرپیچی باشد که بودن بشقابی ماهواره‌ای بر سر بام. تفاوت در این است که حکومت در این موارد با دست بردن در انبان سنت٬ مفهوم «ناموس» را از آن بیرون می‌کشد تا رگ غیرت مردمان عادی بجنبد و برای کنترل بدن زنان با او همدست شوند.سپر فتوا در مقابل سلاح قانون
در اقلیت بودن٬ رهبری را ناگزیر می‌کند به جای بر گرفتن سلاح قانون با سپر فتوا به مقابله با دوچرخه ‌سواری زنان برود. چون قانون اساساً باید برآیند متوازن ارزش‌ها و هنجارهای بالفعل گروه‌های مختلف یک جامعه باشد. اگر قرار باشد همه‌ی این گروه‌ها در نظر گرفته شوند٬ آن وقت قوانین فعلی نمی تواند بر سر جای خود باقی بمانند٬ چون قوانین و رویه‌های قانوگذاری کنونی بیانگر خواست همان خرده فرهنگ در اقلیتی است که تابع سفت و سخت حکومت‌ است نه بیانگر خواست همه‌ی گروه‌های اجتماعی دیگر که یا باور دینی ندارند یا مسلمان نیستند یا شیعه نیستند یا شیعه‌ی عامل و پیرو شریعت نیستند یا آن قدرها که باید٬ فدایی و آتشین نشان نمی‌دهند.
بنابراین٬ اگر قرار باشد ممنوعیت دوچرخه سواری زنان در مکان‌های عمومی به قانون تبدیل شود٬ نه از ویژگی بنیادین قانون برخوردار خواهد بود نه حتی در شکل رویه‌های رسمی کنونی امکان دارد که بدون تنش و تشنج به قانون بدل شود. به همین دلیل٬ فتوای رهبر جانشین قانون می‌شود. جانشین قانون می‌شود که ابزار فشاری در دست پیروانش باشد تا بتوانند خارج از کادر روال‌های مرسوم قانون‌گذاری در خود جمهوری اسلامی٬ موقتاً از ظهور و بیرون‌ریزی بخشی از آن نمادها و نشانه‌های کمبود مشروعیت مردمی نظام سیاسی کنونی جلوگیری کنند.
به این ترتیب با آن که مخالفت رهبر با دوچرخه‌سواری زنان در قالب «فتوا» ظاهر شده است تا مخاطب را با توسل به قسم حضرت عباس «شرع» قانع کند که گویی دغدغه‌ای شرعی پشت سر این مخالفت قرار دارد٬ اما دم خروس «حفظ قدرت سیاسی» از لای قبای این فتوا هم باز بیرون افتاده است. چرا که وقتی زنان با دوچرخه‌هاشان به فضای عمومی بیایند٬ چرخ مشروعیت نظام سیاسی هم می‌تواند به شکلی نمادین پنچر شود.

نیشابور؛ صدور محکومیت دوبار اعدام و اجرا در ملاعام

نیشابور؛ صدور محکومیت دوبار اعدام و اجرا در ملاعام

خبرگزاری هرانا ـ  رئیس دادگستری شهرستان نیشابور از صدور محکومیت دوبار اعدام و اجرا در ملاعام و حبس برای متهم به قتل دختر هفت ساله نیشابوری خبر داد. این حکم کمتر از ۱۰ روز صادر شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رکنا، قاضی رفسنجانی رئیس دادگستری شهرستان نیشابور از صدور حکم پرونده عامل تجاوز و قتل دختر هفت ساله نیشابوری در دادگاه بدوی خبر داد و گفت: “با توجه به تاکیدات رئیس کل دادگستری خراسان رضوی مبنی بر برخورد قاطع با جرائم خشن و به دلیل حساسیت موضوع و جریحه دار شدن افکار عمومی این پرونده به صورت فوق العاده مورد رسیدگی قرار گرفت و کمتر از ۱۰ روز حکم آن صادر شد”.
وی افزود: “متهم در بحث تجاوز به عنف به اعدام در ملاءعام، در رابطه با قتل به قصاص نفس و در بحث آدم ربایی نیز به ۱۵ سال حبس محکوم شده است”.
ده روز پیش خانواده‌ای در تماس با فوریت‌های پلیس ۱۱۰ از مفقود شدن دختر بچه ۷ ساله‌‌شان که خانه مادربزرگش بوده، خبر دادند. شوهر عمه این کودک به عنوان متهم دستگیر شد.

خودکشی یک کارگر در سه راهی عسلویه

خودکشی یک کارگر در سه راهی عسلویه

خبرگزاری هرانا ـ روز گذشته یکی از کارگران فازهای گازی عسلویه، با طناب دار به زندگی خود خاتمه داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، صبح روز گذشته یک کارگر در عسلویه با بستن طناب به گردن و خالی کردن زیرپایش خودکشی کرد.
از قرار معلوم،  این اتفاق کنار فنس منطقه ویژه پارس در سه راهی عسلویه رخ داده است.
ظاهرا فرد متوفی کارگر یکی از فازهای گازی عسلویه بوده است.
از هویت و انگیزه اصلی این فرد، اطلاع دقیقی در دست نیست.

معوقات مزدی ۲۰۰۰ کارگر در سه واحد اقتصادی و تجمع اعتراضی

معوقات مزدی ۲۰۰۰ کارگر در سه واحد اقتصادی و تجمع اعتراضی

خبرگزاری هرانا ـ حدود ۲۰۰۰ کارگر در سه واحد اقتصادی از سه تا شش ماه معوقات مزدی دارند. ۷۰ نفر از ۴۰۰ کارگر پروژه آزاد راه تهران- شمال  از ۳۰ شهریور به نمایندگی از بقیه همکاران خود در اعتراض به وضعیت بحرانی اقتصادی خود پنجمین روز تجمع اعتراضی را پشت سر گذاشتند. حدود ۱۲۰ کارگر روزمزد مجتمع نیشکر هفت‌تپه صبح امروز (سوم مهر) در اعتراض به اخراج ناگهانی خود؛ مقابل ساختمان اداری مجتمع تجمع کردند. از سوی دیگر بیش از هزار و ۴۰۰ کارگر معدن  زغال سنگ البرز شرقی دست کم از خرداد ماه سال جاری بابت معوقات مزدی خود طلبکارند.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایلنا، اعتراض صنفی کارگران پروژه آزاد راه تهران- شمال که از ۳۰ شهریور ماه آغاز شده است، امروز به پنجمین روز رسید.
یکی از کارگران معترض در این باره گفت: “حدود ۷۰ کارگر هستیم که از پنج روز پیش به نمایندگی از مجموع ۴۰۰ کارگر پیمانکاری پروژه احداث آزاد راه تهران-شمال بابت معوقات مزدی خود تجمع کرده‌ایم”.
او گفت: “در حال حاضر دغدغه اصلی همه ما تامین معاش خانواده‌هایمان است که به دلیل پرداخت نشدن مطالبات مزدی به یک چالش تبدیل شده است و در همین رابطه از کارفرمایان اصلی و فرعی و دیگر مقامات مسئول در وزاتخانه‌های راه و شهرسازی می‌خواهیم که به مشکلاتمان رسیدگی کنند”.
این کارگر  افزود: “هر یک از ما کارگران دست کم دارای سه سر عائله هستیم و به دلیل بدحسابی صورت گرفته در شش ماه گذشته برای گذران زندگی با مشکلات جدی روبرو بودیم”.
به گفته وی، درحال حاضرمهم‌ترین خواسته کارگران شاغل در آزاد راه تهران فقط دریافت بخشی از معوقات حقوقی سال جاری و تضمین امنیت شغلی است  چرا که پیش از این تعداد زیادی از کارگرانی که به نوعی پی گیر مطالبات مزدی خود شده اند به صورت ناگهانی از کار اخراج شده اند.
او  با انتقاد از مسئولان وزارت راه در بی توجه ای به مشکلات کارگران آزاد راه تهران، شمال افزود: “به نظر می‌رسد مسئولان وزارت راه بعد از  پنج روز از آغاز اعتصاب کارگران آزاد راه تهران ،شمال عمق و شدت این اعتراض را درک نکرده‌ و قصد پی گیری مشکلات کارگران را ندارند”.
به گفته وی در حالی اعتراض کارگران برای دریافت مطالبات معوقه شش ماه گذشته امروز شنبه سوم مهر ماه همچنان ادامه دارد که به گفته برخی مسئولان داخلی شرکت  ارسا ساختمان ،این شرکت همه صورت وضعیت های مالی خود را  به موقع از وزارت راه وصول کرده است.

کارگران روزمزد مجتمع نیشکر هفت‌تپه در اعتراض به اخراج تجمع کردند


به گزارش ایلنا، حدود ۱۲۰ کارگر روزمزد مجتمع نیشکر هفت‌تپه صبح امروز (سوم مهر) در اعتراض به اخراج ناگهانی خود؛ مقابل ساختمان اداری مجتمع تجمع کردند.
یکی از کارگران حاضر در این تجمع صنفی با اعلام این خبر گفت: “ما حدود ۱۲۰ کارگر روزمزدی شاغل در بخش کشاورزی مجتمع نیشکر هفت تپه هستیم که کارفرما از ابتدای سالجاری ما را برای انجام کارهای آبیاری و… به استخدام مجتمع درآورد”.
او با بیان اینکه از اول مهرماه؛ کارفرما بدون پرداخت هیچ‌گونه دستمزد و حق بیمه از ورود کارگران به محل کارشان جلوگیری کرده است؛ در ادامه افزود: “مسئولان مجتمع نیشکر هفت‌تپه به من و دیگر همکارانم گفته‌اند که دلیل این تعدیل‌ها، ناکافی بودن منابع مالی بوده است”.
به گفته این کارگر، هریک از ما در طول فعالیت کاری‌مان زحمات زیادی در مجتمع نیشکر هفت‌تپه زیر آفتاب سوزان متحمل شده‌ایم و این درست نیست که کارفرما پس از بهره‌کشی از ما بدون دستمزد ما را رها کند.

ادامه انتظار کارگران معدن طزره برای معوقات مزدی؛ کارفرما فقط وعده می‌دهد


به گزارش ایلنا، کارگران معدن زغال سنگ البرز شرقی (طزره) خواستار دریافت بخشی از مطالبات معوقه خود برای تامین هزینه های مربوط به شروع سال تحصیلی فرزندان خود شدند.
این کارگران گفتند: “بیش از هزار و ۴۰۰ کارگر معدن  زغال سنگ البرز شرقی دست کم از خرداد ماه سال جاری بابت معوقات مزدی خود طلبکارند”.
آنها می‌گویند: “این وضعیت درحالیست که کارفرمای این واحد معدنی برای جلوگیری از اعتراضات صنفی مرتباً در میان کارکارگران حاضر می‌شود و وعده پرداخت مطالبات معوقه را می‌دهد”.
به ادعای آنان؛ آخرین دریافتی کارگران معدن زغال سنگ البرز شرقی مربوط به دستمزد اردیبهشت ماه سال جاری است و ازآن موقع تا هم اکنون کارگران پولی از کارفرما دریافت نکرده اند.
کارگران البرز شرقی در خاتمه تصریح کردند: مشکلاتی که در زمینه پرداخت مطالبات مزدی آنها به وجود آمده است باعث نگرانی کارگران با آغاز سال تحصیلی جدید فرزندانشان شده و آنان هم اکنون در شرایط بد مالی قرار دارند. در این صورت کارگران نیازمند دریافت حداقل بخشی از معوقات حقوقی خود هستند.

بیست هزار کودک استان فارس از تحصیل بازمانده‌اند

بیست هزار کودک استان فارس از تحصیل بازمانده‌اند

خبرگزاری هرانا ـ در استان فارس ۲۰ هزار کودک در عرصه آموزش در سال جاری از تحصیل بازمانده‌اند. از این تعداد، ۶ هزار و ۹۰۰ نفر از آنها در شهرستان شیراز زندگی می‌کنند.
 به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از تسنیم، به گفته احمد میدری، معاون رفاه اجتماعی وزارت کار، در سال ۹۵ تعداد ۲۰ هزار کودک در استان فارس از تحصیل بازمانده‌اند.
وی در اوایل شهریور امسال با حضور در شیراز از مسئولان خواست تا با ارائه راهکارهایی این کودکان را به صحنه تحصیل بازگردانند و لیست و مشخصات این افراد را در اختیار آنها قرار داد.
ایجاد و گسترش خدمات حوزه سلامت اجتماعی، آموزشی، حرفه‌آموزی، بیمه‌ای، درمانی و غیره در جهت حمایت از کودکان کار و خیابانی و بازمانده از تحصیل فقیر و با توجه به اهمیت و ضرورت سواد‌آموزی و نقش تحصیل در کودکان در پیشگیری و کاهش آسیب‌های اجتماعی اجتناب‌ناپذیر است.
فروتن شناسایی، جذب و حمایت از کودکان فقیر بازمانده از تحصیل کار و خیابانی که نیازمند حمایت‌های اجتماعی هستند را هدف از اجرای طرح کودکان بازمانده از تحصیل فقیر عنوان کرد.
مینا شهرسبزی، کارشناس بهزیستی استان فارس، زمینه‌های همکاری بهزیستی را جذب و پذیرش گروه‌های هدف واجد شرایط و تشکیل پرونده اجتماعی برای کودکان از طریق مراکز فعال در این زمینه و پیگیری جهت ثبت نام و ادامه تحصیل کودکان پذیرش شده عنوان کرد.
با تمام اقدامات انجام شده برای بازگرداندن کودکان بازمانده از تحصیل هنوز استان فارس راه طولانی را پیش رو دارد و آمار اعلام شده توسط دولت ۲۰ هزار کودک بازمانده تحصیل در استان است که ۶ هزار و ۹۰۰ نفر از آنها در شهرستان شیراز زندگی می‌کنند.
معاون رفاه اجتماعی وزارت کار در جمع مسئولان استان فارس یکی از راهکارها را قطع یارانه خانواده این کودکان عنوان کرد اما مسئولان اینچنین راهکارها را علاج این آسیب اجتماعی نمی‌دانند.