Dienstag, 20. September 2016

دادگاه تجدید نظر نرگس محمدی برگزار شد



دادگاه تجدید نظر نرگس محمدی برگزار شد

خبرگزاری هرانا ـ دادگاه تجدید نظر نرگس محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر صبح امروز دوشنبه، بیست و نهم شهریور ماه به ریاست قاضی قلی‌پور برگزارشد.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از کانون مدافعان حقوق بشر، وکلای خانم محمدی در دادگاه تجدید نظر، به حکم صادر شده برای این مدافع حقوق بشر در دادگاه بدوی اعتراض کردند.
به موجب رأی دادگاه بدوی، خانم محمدی به استناد مواد ۵۰۰، ۶۱۰، ۴۹۸ و ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، در مورد اتهام اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به تحمل پنج سال و در مورد اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام به تحمل یک سال حبس و در مورد اتهام تشکیل و اداره گروهک غیرقانونی لگام به تحمل ده سال حبس محکوم شده بود.
جلسه رسیدگی به اتهام‌های نرگس محمدی صبح روز چهارشنبه، اول اردیبهشت ماه ۱۳۹۵ در شبعه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست قاضی صلواتی برگزار شده بود.

برگزاری جلسه دادگاه تجدیدنظر ۲۴ شهروند بهایی در استان گلستان



برگزاری جلسه دادگاه تجدیدنظر ۲۴ شهروند بهایی در استان گلستان

خبرگزاری هرانا – روز جاری جلسه دادگاه تجدیدنظر ۲۴ شهروند بهایی اهل استان گلستان برگزار شد. به دلیل تعدد متهمین ادامه این جلسه به هفته آتی موکول شد. این شهروندان در دادگاه بدوی به حبس‌های ۶ تا ۱۱ سال محکوم شده‌اند. این جلسه پیش از این مورخ چهارشنبه ۲۳ تیرماه به دلیل «تشکیک دادگاه تجدیدنظر در صلاحیت خود» لغو شده بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، امروز ۲۸ شهریورماه ۹۵، جلسه دادگاه تجدیدنظر ۲۴ شهروند بهایی اهل استان گلستان برگزار و ادامه آن به هشتم مهرماه موکول شد.
یک منبع نزدیک به این شهروندان بهایی با اعلام این خبر در گفتگو با گزارشگر هرانا گفت: “در این جلسه هر ۲۴ متهم حاضر بودند، اما وقت دادگاه تنها به پرسش و پاسخ از ۱۰ نفر آن‌ها رسید. از این رو، دادگاه برای هفته بعد تنفس اعلام کرد.”
لازم به یادآوری است، دادگاه تجدیدنظر این ۲۴ شهروند بهایی یک بار چهارشنبه ۲۳ تیرماه به دلیل «تشکیک دادگاه تجدیدنظر در صلاحیت خود» لغو شده بود.
یک منبع نزدیک به این شهروندان بهایی در این رابطه به گزارشگر هرانا گفته بود: “مشکل بر می گردد به تشکیک دادگاه تجدیدنظر (شعبه سوم) در صلاحیت خود، لذا پرونده جهت تعیین تکلیف ارجاع می شود به شعبه ویژه تجدیدنظر در امور کودکان.”
این منبع مطلع در مورد پیچیدگی حقوقی این موضوع خاطرنشان کرد: “دلیل هم این است که یکی از متهمین حین دستگیری و تشکیل پرونده زیر ۱۸ سال داشته و لذا کودک محسوب می شده است. ازاین‌رو می بایست همه متهمین به تبع او در دادگاه ویژه کودکان (در مرحله بدوی) محاکمه می شدند.”
لازم به یادآوری است، ۳۲ شهروند بهایی ساکن شهرهای مختلف استان گلستان از مهرماه ۱۳۹۱ و طی یک پروژه یک ساله به بهانه معاشرت با مسلمانان و تبلیغ بهاییت، بازداشت شده و زیر شکنجه‌های شدید فیزیکی و روانی برای پذیرفتن اتهامات خود تحت فشار قرار گرفتند.
هشت تن از آنان با محکومیت به حبس‌های ۵ تا ۱۰ سال، در حال گذراندن حبس خود در زندان رجایی شهر هستند و ۲۴ تن دیگر که دادگاه ‌تجدیدنظرشان در ۲۳ تیر ماه جاری قرار بود برگزار شود به حبس‌های ۶ تا ۱۱ سال محکوم شده‌اند.
چندی پیش، ده نهاد حقوق بشری در این ارتباط با انتشار بیانیه مشترکی از اتحادیه اروپا خواستند تا در یک اقدام فوری، مانع آزار و اذیت شهروندان بهائی و لغو احکام زندان‌شان از سوی مقامات جمهوری اسلامی ایران شوند.

بیش از پنج هزار شهروند ایرانی خواستار آزادی عبدالفتاح سلطانی شدند



بیش از پنج هزار شهروند ایرانی خواستار آزادی عبدالفتاح سلطانی شدند

خبرگزاری هرانا – بیش از پنج هزار تن از شهروندان، کنشگران مدنی و سیاسی ایرانی با امضای نامه ای به رئیس قوه قضایه خواستار آزادی عبدالفتاح سلطانی، وکیل و فعال حقوق بشر در بند شدند.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، بیش از پنج هزار تن از فعالان مدنی و سیاسی ایرانی با امضای نامه ای خطاب به ریاست قوه قضاییه از او خواستند تا شرایط آزادی این وکیل و فعال حقوق بشر دربند را فراهم آورد. متن کامل این نامه که نسخه ای از آن برای انتشار در اختیار هرانا قرار گرفته به همراه اسامی در پی می آید؛
ریاست محترم قوه قضاییه
حضرت آیت الله آملی لاریحانی
ضمن تبریک عید قربان، عید بندگی و عید غدیر، بر آن شدیم تا از شما درخواست کنیم با توجه به اعیاد مبارک و شرایط ویژه پرونده جناب عبدالفتاح سلطانی – وکیل و فعال حقوق بشر – در راستای استیلای قانون و شرع توجه حضرت عالی را به مطالب زیر جلب کرده تا با وجود مستندات موجود و قانون جاری کشورنسبت به آزادی ایشان دستورات لازم را مبذول فرمایید:
-ایشان بیش از نصف دوران محکومیت خود را گذارانده و مشمول قانون آزادی مشروط می باشند.
-شرایط جسمی دکترسلطانی نامساعد بوده و نیاز به خدمات پزشکی تخصصی دارد.
-مهمتر اینکه از سه سال قبل پرونده ایشان جهت اعمال ماده ۱۸که نظر چهار قاضی خلاف شرع بودن حکم قبلی را تشخیص داده اند در دفتر شما منتظر رسیدگی حضرت عالی است.
لذا جمعی از فعالان مدنی کشور با توجه به شرایط موجود کشور و نیاز مبرم به همدلی و همبستگی در شرایط حساس منطقه و مندرجات فوق از جنابعالی درخواست ورود ویژه به پرونده جناب سلطانی نموده، موجبات شادی خانواده ایشان را مهیا فرمایید.
باشد که همه با هم و دست در دست هم مشق قانونمندی و قانون مداری کنیم، در راه پیشرفت و ترقی کشور زیر سایه قانون مداری قدم برداریم.

عیسی سحرخیز به ۲۱ ماه زندان محکوم شد



عیسی سحرخیز به ۲۱ ماه زندان محکوم شد

خبرگزاری هرانا ـ عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی در دادگاه انقلاب به ۲۱ ماه زندان محکوم شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از بی بی سی، این سومین حکم حبس عیسی سحرخیز در هفت سال گذشته است.
مهدی سحرخیز، فرزند آقای سحرخیز در گفت‌وگویی با بی‌بی‌سی صدور حکم تازه برای پدرش را تایید کرده است.
عیسی سحرخیز چند روز بعد از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال ۱۳۸۸ بازداشت شد. او در دو حکم جداگانه به سه سال و سپس یک سال و نیم زندان محکوم شد و در نهایت مهرماه ۱۳۹۲ از زندان آزاد شد.
او دوباره دو سال بعد در مهرماه ۱۳۹۴ به همراه چند روزنامه‌نگار دیگر بازداشت شد.
آقای سحرخیز در بهمن ماه همان سال در اعتراض به “فشار برای اعتراف به کار نکرده” اعتصاب غذا کرد که این موضوع باعث نگرانی فعالان حقوق بشر از جمله سازمان گزارشگران بدون مرز شد.
به‌تازگی محمود علیزاده طباطبایی، وکیل آقای سحرخیز، گفته بود که موکلش پرونده دیگری هم با اتهام “توهین به رییس قوه قضاییه و رییس‌جمهور سابق” دارد که به عنوان “نخستین پرونده جرم سیاسی در ایران” بررسی می‌شود.
براساس قانون جرم سیاسی که امسال تصویب شد، متهمانی که جرایم آنها سیاسی تشخیص داده شود باید برابر اصل ۱۶۸ قانون اساسی در محاکم عادی دادگستری و نه دادگاه‌های ویژه انقلاب، به طور علنی و با حضور هیئت منصفه محاکمه شوند.

مرتضوی از همه اتهامات سال ۸۸ تبرئه نشده‌ است

مرتضوی از همه اتهامات سال ۸۸ تبرئه نشده‌ است

خبرگزاری هرانا ـ سخنگوی قوه قضاییه روز جاری با بیان اینکه سعیدمرتضوی از همه اتهامات مربوط به سال ۸۸ تبرئه نشده است، در مورد متهمان «فراری» سال ۸۸، بیماری و عدم اعطای مرخصی به دو برادر هنرمند زندانی، متهمان امنیتی اخیر و محدود کردن شبکه های اجتماعی سخن گفت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از مهر، حجت الاسلام غلامحسین محسنی اژه ای در نشست خبری خود با خبرنگاران، گفت: “کسانی هستند که احتمالا محکوم به حبس نیستند اما به دلیل رد مال در زندان هستند. همچنین دسته دیگر کسانی هستند که قرار بازداشت موقت برای آنها صادر شده است. دسته دیگر هم کسانی هستند که قراری به جز بازداشت موقت برایشان صادر شده است که تعداد این افراد بیشتر از کسانی است که محکومین قطعی حبس هستند”.
عدم تبرئه مرتضوی از تمام اتهامات سال ۸۸ 
اژه ای تصریح کرد: “یکی از حوادث تلخ ۸۸، حادثه کهریزک بود و نظام به محض اطلاع ورود کرد و افراد را از آنجا خارج کرد و کسانی هم که پیرامون آنها متهم بودند تحت تعقیب قرار گرفتند که در این بین افرادی از قوه قضاییه، نیروی انتظامی و زندان ها تحت تعقیب قرار گرفتند”.
محسنی اژه ای با بیان اینکه برای برخی از این افراد حکم  قصاص صادر شده بود، گفت: “اگر رضایت برخی از اولیا دم نبود احکام اجرا می شد”.
سخنگوی قوه قضاییه افزود: “دادستان سابق تهران در همه بخشها تبرئه نشده بود و در برخی از موارد محکوم شده بود و در رابطه با نیت و برداشتی که از این نامه داشتند، باید ملتزم به نظر دادگاه بود. اگر همه ملتزم به قانون باشیم به نفع همه است”.
سخنگوی دستگاه قضا در پاسخ به این سوال که آیا زندانی بودن علی اکبر حیدری فر معاون مرتضوی به دلایلی به جز حادثه کهریزک صحت دارد؟ گفت: “این فرد مدتی در زندان بود اما حکمش هنوز قطعی نشده و بدوی است با این حال از زندانی بودنش در حال حاضر اطلاعاتی ندارم”.
وی همچنین در مورد برخی متهمان سال ۸۸ که در خارج از ایران هستند گفت: “فتنه گران مجرم هستند و آنهایی هم که فرار کردند بدانند که اگر دست نظام به آنها برسد مجازات می شوند”.
وزارت ارتباطات محدودیت ها را طبق نظر ما انجام نداد
وی در پاسخ به این سوال که دو سال از نامه شما به وزارت ارتباطات در رابطه با شبکه های اجتماعی می گذرد، آیا قوه قضاییه تلنگر مجددی در این خصوص به دولت خواهد زد؟ گفت: “در آن موقع وزارت ارتباطات قول داد به تدریج این کار را انجام دهد، بخشی را خود وزارت ارتباطات اقداماتی در جهت محدود کردن انجام داد اما به طور کلی موارد را طبق نظر و انتظار ما انجام نداد. به میزان توقعی که بود شورای عالی فضای مجازی کار انجام نداده است”.
وی در خصوص وضعیت نشریه یالثارات گفت: “برخورد متفاوتی مطرح نیست هیات نظارت بر مطبوعات به استناد موادی از قانون پروانه این نشریه را لغو کرد و این نشریه اعتراض کرد. شنیده ام که آنها اعلام کردند اشتباهی صورت داده اند”.
همه متهمان امنیتی بازداشت شده اخیر محکوم نشدند
سخنگوی قوه قضاییه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه شنیده است برای همه متهمان امنیتی بازداشت شده اخیر از جمله نازنین زاغری حکم ۵ سال حبس صادر شده است این در حالی است که برخی خانواده های این محکومان معترض هستند که عناوین اتهامی آنها اعلام نشده است، آیا این مطالب صحت دارد، گفت: “همه این افراد محکوم نشدند چرا که برای برخی از آنها هنوز حکم صادر نشده است”.
وی افزود: “پرونده تمامی این متهمان امنیتی با وکیل رسیدگی می شود و به خود متهم یا متهمه تفهیم اتهام صورت می گیرد و در این راستا دادگاه یا دادسرا موظف است به متهم تفهیم اتهام کند. با این حال برای همه این متهمین حکم صادر نشده است و به دلیل مسائلی از بیان جزئیات احکام صادره معذور هستم”.
معاون اول قوه قضاییه در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه برای هفت نفر از اصلاح طلبان پرونده تشکیل شده است علت این کار چیست؟ گفت: “تعدادشان را دقیقا نمی دانم با این حال برخی از این افراد احضار شدند و چون پرونده هایشان در مراحل ابتدایی هست، اطلاعات بیشتری ندارم”.
محسنی اژه‌ای در پاسخ به این سوال که می‌گویند مهدی و حسین رجبیان به بیماری ms مبتلا شده‌اند اما به آن‌ها مرخصی نمی‌دهند، گفت که شما مسائل را از قول خانواده محکوم یا متهم نقل می‌کنید: «کسانی که داخل زندان می‌شوند با تشخیص پزشکی قانونی در صورت داشتن بیماری غیرقابل تحمل در زندان، با حکم قاضی پرونده برای مداوا به خارج از زندان می‌روند.»

Montag, 19. September 2016

بازگشت نوکیش مسیحی به زندان پس از مخالفت دادستانی با تمدید مرخصی قابل تمدید!

با مخالفت دادستانی بر تمدید مرخصی قابل تمدید زندانی نوکیش مسیحی به زندان اوین بازگشت!
voc-mmaryamطبق اخبار رسیده از فعالین داخل ایران به خبرگزاری صدای مسیحیان ایران (Vocir) مریم(نسیم) نقاش زرگران زندانی نوکیش مسیحی که از تاریخ ۳۱ مرداد ماه سالجاری به مرخصی درمانی قابل تمدید اعزام شده بود،با مخالفت دادستانی مبنی بر تمدید مرخصی قابل تمدید خود عصر امروز شنبه ۲۷ شهریور ماه ۱۳۹۵ به زندان اوین بازگشت.
مریم(نسیم) نقاش زرگران در تاریخ ۳۱ مرداد ماه سالجاری به مرخصی درمانی قابل تمدید اعزام  شده بود،روز ۱۴ شهریور ماه  دادستانی طی یک تماس تلفنی مخالفت تمدید مرخصی قابل تمدید وی را اعلام میکند،[بیشتر بخوانید]و او را ملزم به بازگشت به زندان میکنند،اما این لج بازیهای دادستانی به اینجا ختم نمیشود،خانم نقاش زرگران که به خاطر  دریافت برخورداری از حق آزادی مشروط حدود ۲۷ روز را در اعتصاب غذا گذرانده بود، با توجه به قول مساعد مسئولین به اعتصاب غذای خود پایان داده بود،که دادستانی با برخورداری حق آزادی مشروط وی نیز مخالفت میکند.
متهم ردیف اول این پرونده کشیش ایرانی-آمریکایی سعید عابدینی با فشار دولت ایالات متحده و نهادهای حقوق بشری چند روز پس از توافق هسته ای در راستای تبادل زندانیان میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی پس از گذراندن حدود سه سال و نیم  از دوران محکومیت هشت ساله خود آزاد شد،اتهام او فعالیت تبلیغی برای مسیحیت واقدام امنیت ملی بوده است،با اینحال  خانم نقاش زرگران که متهم ردیف دوم این پرونده فعالیت های مسیحی میباشد،همچنان دوران محکومیت خود را میگذراند.
 مریم نقاش زرگران  در آگوست سال ۲۰۱۳ توسط نیروهای امنیتی بازداشت میشود،وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام به ۴ سال حبس محکوم میشود ،مریم از بیماری نارسایی قلبی رنج میبرد.

شهادت ایمانی نوکیش مسیحی خالد حردانی از داخل زندان رجایی شهر



اینک باور دارم که مسیح با اندیشه صلیب تصمیم به زیستن در قلب انسانیت گرفه است او با صلیب توانست قلب تاریخ و انسانیت گم شده را تسخیر ملکوت خدای پدر کند و قلب قدیسان و انسانهای ایماندار کلیسا را بهم پیوند زند.
خالد حردانی زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج و رسول برادرش به همراه ۳۰ تن دیگر از زندانیان سیاسی در زمانی که کشیش سعید عابدینی دوران محکومیت خود را در زندانهای ایران سپری میکرد پیام نجات بخش انجیل را شنیدند و ایمان قلبی خود به عیسی مسیح را اعلام کردند.
اینک الان روز نجات است،وقتی در برابر صلیب می ایستم آهنگ دلنوازی به گوش میرسد آهنگی از کتاب عهدعتیق که همچون رایحه گل یاس سفید مرا به مسیح پیوند قلبی میدهد،گویی که من با او متولد شده ام قلبم ضرباهنگی بنام مردی مینوازد که اینک با تمام وجود و احساسم به او ایمان دارم.
اولین بار ۱۴ ساله بودم که نام اورا شنیدم سآیه جنگ در سرزمینم نوای غریبی مینواخت،پدرم را تازه از دست داده بودم و لباس سیاه بر تن داشتم اما هرچه گشتم او را نیافتم به کلیسای شهر رفتم اما در کلیساهای آنجا همیشه بسته بود،حتی روزهای یکشنبه یک روز روبروی درب کلیسا ایستادم و به صلیب روی درب نگاه کردم با خود اندیشیدم چه غریبانه گویا اینبار ساختمان کلیسا را به صلیب کشیده اند،ساکت،خاموش و بیصدا!
نه آهنگ و سرود پرستشی و نه نیایشی که قلب انسانیت را آرام کند،اما او همیشه در لحظات درد و رنج مهمان قلب من بوده است،نمیدانستم نام او را چه بگذارم،پدر ،مسیح تا روح تقدیس کننده قلب هایی که به او ایمان و باور قلبی دارند
نمیدانم در نوشته هایم چگونه او را توصیف کنم زیرا هربار که او را میدیدم چشمانم پر از اشک میشد،ناخودآگاه قلبم می ایستاد و وبره زنده میشد،بار دیگر او را دیدم اینبار ۲۰ ساله بودم در کلاسهای آموزش ورزشی دختری از شاگردانم صابئیه ای بود او به من نزدیک شد تا جایی که با او نامزد شدم،در شهر ما هر کسی که مسلمان زاده باشد نمیتواند با این گروه که میگویند پیشینه اشان به یحیی تعمید دهنده باز میگردد ازدواج کنند و خانواده او را ترد خواهند کرد!
از مادرم که تنها حامی من بود پرسیدم،در پاسخ گفت فرزندم نمیدانم چرا ولی به من گفت طبق تاریخ گذشته طایفه ما قبل از ورود اسلام،مسیحی بوده اند،متاسفانه داستان من و هایده فرجام غم انگیزی داشت
در آخرین دیدار شب در رویایی روشن خواب دیدم که از روی بلندی در حال سقوط هستم اما دستهای پنهان آن مرد میان آسمان دستهایم را گرفت و نگذاشت سقوط کنم،او چهره ای آسمانی داشت،اما من همچون نابینایان بار دیگر او را در میان اتفاقات زندگی گم کردم.
در لفافه ها و کوچه های بن بست زندگی که سالها در آن گم شده ام قدم میزدم و مغموم اندیشه های پوچ و ناخالص بودم اما چراغ فروزان همیشه در دستان آن مرد آسمانی بود تا مرا هدایت کند.
از میان تاریکی و از میان کج راه های شب تاریک او چون روزنه ای روشن در تاریک ترین صفحات زندگی من ظاهر میشد،وقتی به دست نوشته هایم نگاه میکنم میبینم او همیشه در واژه واژه کلمات زندگی با من بوده است،بآر دیگر اورا دیدم با وضوح آسمان و مقدس و این بار در زندان،پشت دیوارهای قطور و بلند شکنجه گاهها و درد های بشر،از پشت میله های پوسیده آلام و دردهای تاریخ انسان او در رویایی روشن چون خورشید فروزان و شعله ور از بالای کوه مقابل پدیدار شد با عصای شبانان و با ردای سفید و موهای بلند تا شانه آنگونه که میبایست باشد،بینی کشیده و چهره ای مسحور کننده و گندم گون گویی سالهاست که او را میشناسم،به نام صدا کرد و گفت برای نجات تو آمده ام اول فکر کردم نجات از زندان است ولی گویا او برای نجات ابدی من آمده بود نجات و هدیه بزرگ ملکوت.
چند روز بعد در انفرادی اعتصاب غذا بودم چشمانم سیاه و نابینا شده بود نه آبی نه غذایی چراغ انفرادی خاموش و صدای بی صدایی همراه با وحشت در دل شب و تاریکی سلول رژه مرگ میرفت برای لحظه ای و یا شاید لحظاتی مرگ را تجربه کردم جسد من کاملا کف سلول دراز به دراز افتاده بود ولی او آمد و از خواب مرگ بیدار کرد،گویی زندگی و زندان برای من پیله ای است که میبایست همانند شاپرک مصلوب تاریخ درون آن میبایست مرگ و حیات و زندگی را در آن تجربه کنم.
اما من هنوز در باوری غلط نمیدانستم او مسیح است،گذشت و گذشت تا زمان رستاخیز قلبم فرا برسد،بهار و سبزه زارهای زیبای ملکوت با تصویر اعجاز کتاب مقدس تاکستانهای مسحور کننده فرزندان خدا با نام و نشانی معین.
یکی از دوستان سالن زندان آمد و گفت کشیشی ایرانی آمریکایی در بند همجوار که محل نگهداری زندانیان بزهکار و قاتلین حرفه ای است از پشت درب قفل شده و مورد استفاده در مواقع اضطراری با دوستان دیگر صحبت میکند با اشتیاق فراوان به آنجا رفتم گویی سالهاست که انتظار او را میکشیدم،با او از پشت درب آهنی بسته صحبت کردم صدای او را میشنیدم صدای آشنا با آهنگی محزون،از رنجها و شکنجه های خود گفت و از مرارت هایی که به او تحمیل شده بود به او گفتم این نامهربانی بر همه ما تحمیل شده است و با او به عنوان یک نشگر حقوق انسان گفتگو کردم و احساس همدردی کردم،بعد از خهند هفته این کشیش به بند ما آورده شد با قاب تصویری شکسته در قلب تاریخ در قلب واژگاگان تاریخ انسان گویی همه ما را درون تصویر هزار تکه شده انسانیت مصلوب شده ایم برای مرگ و برای زنده شدن اما ما همه همدرد و هم آوا با نامه ها و نشان های نژادی مختلف در ریسمان پنهان مسیح و کلیسا پیوند خورده ایم و همچون کلمات مسحور کننده کتاب مقدس از روز نوشتار تا اینک جاری شده ایم و در آینده ملکوت خدا،پدر در کنار فرزندش شادمانی کنیم و برای نجات و برای زندگی مقدس.
آبانماه همان سال آسمان زندگی من کم کم داشت زندگی خدا به خود میگرف با آهنگی زیبا از درون قلب تمام رنج ها و دردهایی که تا به حال کشیده بودم ،با این کشیش جوان در هوا خوری زندان قدم میزدم او از مسیح میگفت و من گویی رشته های پنهان زندگیم را در آوای او پیدا میکردم از عیسی مسیح و از اندیشه صلیب گفته از رستگاری انسانها و باور به عدالت و ملکوت خدا گفت با احساس و آهنگی تقدیس شده بنام فرزند خدا او موهبت درک مسیح را به من نشان داد و به من آموخت که به او باور کنم و من هر بار که او میگفت باور میکردم و این باور یواش یواش در قلبم و در زندگی ام جاری میشد،و به ایمن تبدیل شد،هللویا
اینک باور دارم که مسیح با اندیشه صلیب تصمیم به زیستن در قلب انسانیت گرفه است او با صلیب توانست قلب تاریخ و انسانیت گم شده را تسخیر ملکوت خدای پدر کند و قلب قدیسان و انسانهای ایماندار کلیسا را بهم پیوند زند او بی عدالتی های روی زمین را باقربانی کردن جسم خود برروی صلیب به نمایش گذاشت او میدانست برای تملک قلب انسانها باید فداکاری کند .
او نگریخت و نه پنهان شد تا اینگونه کلیسا و فرزندان خدا را متحد کند و اینگونه خلق معجزه صلیب شد تا ببخشد،عشق را مهربانی را و عدالت ملکوت خدا را ،خوشا به حال شما ای مسکینان زیرا ملکوت خدا از آن شماست (انجیل لوقا بآب شش آیه بیست)
من باور دارم به مردی که در آسمان ایمان دارم و باور دارم و این باور قلبی و ایمانی من است زیرا هر بامداد در سلول زندان او مهمان من است ،مهمان قلب و زندگی من و باور دارم که در آینده ای نه چندان دور مسیح قلب فرزندان سرزمینم را لمس خواهد کرد و کودکان سرزمینم بی آنکه پشت درب بسته کلیسا بایستند در برابر صلیب زانو خواهند زد و با دستهای پیوند خورده دست در دست مسیح به دعا و نیایش به خدای پدر درود خواهند فرستاد ،آمین
خالد حردانی زندان رجایی شهر و گوهر دشت