Montag, 7. August 2017

نگاهی به وضعیت جوانان در ایران:

نگاهی به وضعیت جوانان در ایران:




سازمان ملل متحد از ربع قرن پیش دوازدهم ماه آگوست را روز جهانی جوانان نامیده. هدف از این نامگذاری نشان دادن اهمیت دخالت جوانان در امور سیاسی و توجه دولت مردان و سیاسیون به نقش سیاست ها یشان در زندگی جوانان عنوان شده است.
جمهوری اسلامی به این موضوع بی اعتناست و روز دیگری را به عنوان <روز جوان > نامیده است. در تقویم جمهوری اسلامی یازدهم ماه شعبان که مصادف با روز تولد علی اکبر، فرزند سومین امام شعیان است را روز جوان نامگذاری کرده است. هدف از نامگذاری این روز این بوده که علی اکبر جوانی دلیر و شجاع بوده و در واقعه کربلا درخشش چشمگیری داشته و با هر بار حمله خود ده ها نفر را به هلاکت رسانده است.
ایام جوانی رسیدن به مرتفع ترین و عالی ترین منازل زندگی است. در دیدگاه جوان مناظر زیبا و چشم انداز های زیبا و دل پسند بسیار است. روح جوان لبریز از آمال و آرزو و پر از عشق و امید است.
دوران جوانی روزهای درخشندگی و روشنی زندگی است. دوران سرور و شادمانی، دوران قوت و قدرت، دوران نشاط و امید، دوران کار و کوشش و دوران شور و هیجان.
اما امروز در ایران مشکلات روحی و روانی در بین جوانان بسیار زیاد شده است و باعث شده که آنها حس اعتماد و اطمینانشان را نسبت به محیط و آینده از دست بدهند و عواملی مثل مشکلات اقتصادی، اجتماعی،بیکاری، نداشتن امنیت شغلی، مشکلات ازدواج و نبودن آزادی همه باعث به وجود آمدن مشکلات روحی و افسردگی میدانند و انگیزه ها یشان را برای زندگی و هدف ها یشان را از دست داده اند.
جوانان ایرانی از زندگی خودشان راضی نیستند، احساس میکنند زندگی شان آن چیزی نیست که دنبالش بودند و یا آنچه از زندگی میخواستند، همانی نیست که در حال حاضر دارند. نارضایتی و افسردگی به راحتی در صورت جوانان ایرانی میشود دید. جوانان حتی حوصله صحبت کردن با هم نوع خود را هم ندارند و ترجیع میدهند در تنهایی خودشان فرو روند و ابراز ناراحتی کنند که چرا،چرا من در جایی که میخواهم نیستم، چرا شغلم آزارم میدهد، چرا آزادی ندارم و از همه مهم تر چرا من خوشحال نیستم.
رژیم ایران نزدیک به چهار دهه تلاش کرده است تا جوانان را مطابق با ایده الو ژی خود پرورش بدهد. گذشته از تبلیغات و شعارهایی که در مورد وجود اکثریت مومن و متعد در میان جوانان داده میشود، تکرار هر روزه انتقاد به رفتار و ظاهر جوانان به خصوص در زمینه حجاب و برنامه های تکراری و امنیتی علیه آنها نشان میدهد. این گروه سنی با تفکرات و ایده ال های رژیم همخوانی ندارد. اصلی ترین مشکل جامعه که از بیست سال پیش مورد بحث است خطر تهاجم فرهنگی است. نشان میدهد که حکومت سی سال است که تلاش می‌کند جوانان را به راههای مورد نظر خودش جلو برد، اما موفق نبوده است.
حکومت اسلامی ایران چندین سال است که از طرز پوشش و آرایش جوانان به شدت ناراضی است و دست به اقدامات تنبیهی و استفاده از نیروهای امنیتی پرداخته است. اخیرا در شهر های بزرگتر امامان جمعه در خطبه های نماز نحوه پوشش و آرایش زنان را به یکی از موضوع های مهم تبدیل کرده اند. به طور مثال به احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران اشاره کرد که میگوید: اکنون کار از بد حجابی گذشته و به بی حجابی رسیده است.
اگر گفته های مقام های حکومتی در مورد بد حجابی یا بی حجابی صدق کند، میتوان تصور کرد که فشار رژیم در این سه دهه بر جوانان نه تنها تاثیری نداشته بلکه بی فایده و نتیجه معکوس داشته است.
چه کسی باور میکند در سرزمینی که نفت و گاز بسیار و معادن کشف نشده و امکانات وسیعی هست تا همه جوانانش فرصت و شانس یک زندگی خوب را داشته باشند اما آب از آب تکان نمی خورد. وقتی از نخبگان گرفته تا بچه ها و جوان ها یی با استعداد ها و توانایی های مختلف میروند، تا آنچه در چنته دارند در سرزمینی دیگر به منصه ظهور درآورند.

احمد دوهنده

Keine Kommentare:

Kommentar veröffentlichen